۹ راه ساده برای برقراری یک رابطه عاشقانه

بهداشت روان » ۹ راه ساده برای برقراری یک رابطه عاشقانه
۲۸ مهر ۱۳۹۱ چاپ

چند نفر از ما یاد گرفتیم که یک رابطه عاشقانه بسازیم؟ کجا یاد گرفتیم؟ در خانه؟ در مدرسه؟ در واقع توانایی برقرار کردن ارتباط قوی یک هنر و علم محسوب میشه. نکات ضروری و مهم ذکر شده در این مطلب با ذهنیتی رمانتیک و عاشقانه نگاشته شده اند ولی به گونه ای هستند که با کمی تغییرات میتونید اونها رو برای دوستان، خانواده و حتی روابط کاری تعمیم بدید .

در این مطلب قصد داریم تکنیکهایی را با شما درمیان بگذاریم که میتوانند به شما در برقرار کردن روابط با دیگران کمک کنند.

تکنیک های برقراری روابط عاشقانه

1- در جایی که میتونید اعتماد کنید ، محیطی امن و آرام بسازید و بدون ترس عقیدتون رو ابراز کنید

هرگز سخن کسی رو قطع نکنید ، حتی اگه شده با گذاشتن دستتون روی دهانتون جلوی خودتون رو بگیرید . یاد بگیرید که به صورت جوانمردانه مبارزه کنید! طرف مقابلتون رو تهدید نکنید ، در جایی که اشتباه کردید و میدونید که تقصیر کار هستید ( حتی تا حدودی ) معذرت خواهی کنید . اگر اینقدر عصبانی هستید که واقعا نمیتونید به حرف همسرتون گوش بدید ، بحث رو مودبانه متوقف کنید و به اتاق دیگری برید . کمی قدم بزنید ، نفس عمیق بکشید و خودتون رو آروم کنید .

به یاد داشته باشید : همسر شما دشمن نیست !

 

2- حقایق رو از احساسات تفکیک کنید

چه عقاید و احساساتی در این نزاع به سمت ذهن شما شناور شدند؟ از خودتون بپرسید : آیا اتفاقی از گذشته روی من تاثیر گذاشته و باعث شده من به این ماجرا با این دید نگاه کنم ؟ سوال انتقادی ای که باید از خودتون بپرسید این هست که : آیا عامل اصلی همسرم بوده یا کسی که باعث مشکل شده خودم هستم ؟ واقعا مشکل چیه ؟

9 نکته برای برقراری یک رابطه عاشقانه - 1

هنگامی که شما به این توانایی برسید که حقیقت رو از احساس جدا کنید ، اونوقت میتونید همسرتون رو واضح تر ببینید و درک کنید و در آرامش مشکلاتتون رو با هم حل کنید .

 

3- جنبه های متفاوت وجودی خودتون رو بشناسید و با اونها ارتباط برقرار کنید

هرکدام از ما یک ساز جدا نیستیم که تنها یک صدای مشخصی از ما ایجاد بشه . هرکدام از ما بیشتر شبیه یک ارکستر هستیم که نواهای متفاوتی رو ایجاد میکنیم . ذهنتون چی میگه ؟ قلبتون چی به شما میگه ؟ بدنتون چطور ؟ برای درک بهتر مثال میزنیم : فکرم میگه ” قطعا باید ترکش کنی ” ، ولی در دلم این نوا رو میشنوم که میگه ” واقعا دوستش دارم ” . اجازه بدید بخش های مختلف وجود چندگانه ی شما با شما ارتباط برقرار کنند و این صداها رو بشنوید . یکجانبه قضاوت نکنید . در این صورت تصمیمی که اتخاذ میکنید نشات گرفته از تمام وجود شماست که قاعدتا تلفیقی از احساسات و عقل و شعور هست .

 

4- مهربانی و شفقت رو در وجود خودتون پرورش بدید

مشاهده کردن رفتارهای خودتون و همسرتون رو بدون اینکه در موردش قضاوت کنید ، تمرین کنید . منظور از مشاهده کردن این نیست که صبح تا غروب بشینید و همدیگر رو تماشا کنید ، بلکه رفتارها رو زیر نظر داشته باشید و در موردشون فکر کنید و از اندیشتون استفاده کنید . ممکنه در برخی جاها قضاوت کنید ولی نباید این قضاوت ها رو ملاک قرار بدید . قضاوت کردن ، درها رو بر روی شما خواهند بست . در مقابل قضاوت کردن ، مهربانی قرار میگیره ، وقتی شما مهربان هستید ، گشاده رو خواهید بود ، قدرت بیشتری برای برقراری ارتباط دارید و از همه مهمتر برای مکالمه ی محترمانه با همسرتون آمادگی بیشتری خواهید داشت .

وقتی یاد بگیرید که با دید مثبت و مهربانی همسرتون رو ببینید ، اونوقت هست که قدرت و توان بیشتری برای پاسخ دادن دارید تا اینکه فقط عکس العمل نشون بدید و فاصله ها رو بیشتر کنید .

 

5 – از دو “من” متفاوت یک “ما” بسازید

بنا و پیش زمینه ی پیشرفت ، رشد و حمایت متقابل در یک رابطه این هست که مستقل باشید و متصل . در این جور روابط ، هر فرد بخشی از خودش رو برای فرد دیگه فداکاری میکنه و در نهایت یک رابطه کامل ساخته میشه . وقتی شما مستقل باشید ولی عین حال به فرد دیگری متصل باشید ، هر “من” در ساختن یک “ما” که قوی تر از خودش هست شریک میشه . تفاوتهایی که بین شما و شریکتون هست نکات منفی نیستند . شما لازم نیست با کسی باشید که تمام علایق و دیدگاه هاش با شما مشابه و در یک راستا باشه .

بعضی وقت ها این تفاوت ها باعث ایجاد ترس میشه که نکنه اینها به معنی عدم وجود تفاهم باشه ، ولی در حقیقت ، این عوامل ، همونهایی هستند که باعث میشن یک رابطه جان بگیره و مستمر باقی بمونه . اگه به خاطر داشته باشید یکی از راه های جذب دیگران که در مقاله ای به اون پرداخته بودیم هم همین مساله بود .

 

6- شریک ، خودتو درست کن

انتظار نداشته باشید که همسرتون کمبودهای عاطفی شما رو پر کنه و شما هم برای اینکار تلاش نکنید . نهایتا هر کدام از ما این قابلیت رو داریم که خودمون رو ترمیم کنیم . گرچه همسر شما ، میتونه نقش حمایتی در کنار شما داشته باشه و به شما در ترمیم نقاط ضعف و خلا احساساتتون کمک کنه . در حقیقت ، وجود داشتن یک رابطه عاشقانه در زندگی ، خودش به خودی خود ، نقش التیام آوری رو ایفا میکنه و باعث ترمیم وجود شما خواهد شد .

9 نکته برای برقراری یک رابطه عاشقانه - 2

7- وقتی از چیزی مطمئن نیستید یا به چیزی گمان دارید ، سوال بپرسید

در اکثر موارد ، ما پیش قضاوت میکنیم و داستانی که خودمون میسازیم رو ملاک رفتار همسرمون قرار میدیم . مثلا ” او دوست نداره در آغوش بگیرمش ، حتما واقعا من رو دوست نداره ” . اگر سوال بپرسید و جواب رو گوش کنید قضاوت اشتباه نخواهید داشت و همچنین همونطور که در قسمت اول هم گفتیم به تمام نداهای درونی خودتون توجه کنید _ ندای ذهن ، قلب و جوارح _ زود قضاوت نکنید .

 

8- برای رابطه زمان بگذارید

مهم نیست شما کی هستید و شغلتون چیه ، شما باید به رابطه ای که دارید برسید . اطمینان حاصل کنید که زمان کافی و برنامه ریزی مناسبی برای اینکار دارید. این میتونه شامل بیرون رفتن ، گذراندن وقت شام در یک رستوران و یا هرچیز دیگه باشه . به طور مرتب چنین فضاهایی رو ایجاد کنید و تا جای ممکن از تکنولوژی و دنیای دیجیتال در این زمانها فاصله بگیرید و به همدیگه توجه کنید .

هرچه بیشتر به رابطه ای که دارید تمایل نشون بدید ، این رابطه بیشتر رشد خواهد کرد و کاملتر خواهد شد .

 

9- چیزهای سخت رو با عشق بیان کنید

در مورد مسائل سختی که نمیتونید در مورد اونها صحبت کنید آگاه و دقیق باشید . چه احساسی به شما میده ؟ مهم نیست در موقعیتی که قرار دارید چه احساسی دارید ، مسیری برای احساسات خودتون ایجاد کنید و از این طریق به صورت سازنده و در مسیر درست ، مسائلی رو که بیان اونها برای شما سخت هست رو بیان کنید .

همین . با خودتون مهربان باشید و به خاطر داشته باشید : تغییرات به زمان نیاز داره و هر قدمی که برمیدارید حساب میشه .

آیا شما خودتون نکته ای برای برقراری ارتباط خوب و مناسب می شناسید ؟ حتما در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید

Dr.Lynda Klau

بازگردانی به فارسی : عصرعلم . کام

گفتگو پیرامون ۹ راه ساده برای برقراری یک رابطه عاشقانه

(منتشر شده: 25 | در انتظار تایید: 0)
نسترن

عشق من ادم مغروریه . عشقی که بین اون و منه اونقدر پنهانی که هیچکس نفهمیده جز خودم و خودش. یکی دو بار چیزایی که جا گذاشته بودم برام اورد این اخریه رو من روم نشد بهش همونجا بگم وسیلمو بده اخه تو جمعی بود که من خجالت می کشیدم واردش شم بعد فکر کردم برام میاره دیدم نیاورد فکر کنم دچار سوع تفاهم شده بود که بگه مثلا من چقدر پر رو هستم خودش بهم گفت وسیلت اونجاست ولی برام نیاورد کلا همینجوریه دوستت داره و میخواد باهاش باشی بعد که یکم بهش محبت می کنی مثلا میخواد بگه براش مهم نیستی و بهت بی محلی می کنه

پاسخ دهید
ناشناس

سلام من با پسری دوست شدم ک قصد ازدواج داریم و خانواده ها هم در جریان هستند وقتی که باهاش از طریق تلفن صحبت میکنم ازم میخواد حرف بزنم من ساکت میمونم نمیدونم چی بگم این موضوع منو خیلی ناراحت میکنه شنوه خوبی هستم اما گوینده خوبی نیستم کمکم کنید چجوری باهاش حرف بزنم چه چیزی بگم بهش ک گوینده خوبی باشم

پاسخ دهید
سجاد پناهی

در پاسخ به ناشناس

سلام
یکی از دلایلی که فرد نمیتونه صحبت کنه، درست گوش نکردنه. شما فرمودید که شنونده‌ی خوبی هستید. سوال من اینه که آیا فقط شنونده هستید یا گوش هم میدید؟ یعنی بر روی مواردی که با شما میشه تمرکز هم میکنید؟
به نظرم شما میتونید در مورد مسایلی که برای شما اهمیت دارند صحبت کنید و نظر طرف مقابل رو هم بخواهید، هنگام گوش دادن فقط به مطلبی که به شما گفته میشه تمرکز کنید نه بر روی پاسخ و اجازه ندید حواستون پرت بشه (خیالپردازی حین شنونده بودن موضوع شایعی است)
به زودی در این خصوص مطلبی در سایت منتشر خواهیم کرد.

پاسخ دهید
علی

سلام.پسری۱۹ساله هستم. تاامروز باهیچ دختری دوس نبودم.چه مجازی چه واقعی به هرکی ابراز دوستی کردم.گفتن اه اه چقد زشتی .رفتن.فقط یکی بود بهش گفتم من اینجوریم. باهام دوس شد موقه منودید گفت بیش از اینی واسم.خوشگلم. بعد چندوقت دیگه رفت
نمی دونم چه کنم که باهام دوس شن .کمکم کنید

پاسخ دهید
ریحانهx

فراموشش کن بهترین حله

پاسخ دهید
سنا

منتظر نصیحت شما هستم خیلی دلم گرفته ونمیدونم چکار کنم

پاسخ دهید
سنا

س من دختری ۱۹سالمه که با پسر عموم رابطه داشتم عاشق همدیگه بودیم ولی خونوادمون اعتراض کردن وازهمدیگه جدا شدیم ولی تاالان همدیگه رو دوست داریم ومنو به پسر عموی دومیم دادن ازدواج اجباری نامزدم هم بایکی دیگه دوست بود ولی الان میگه که فراموشش کرده ومنو دوست داره ولی من باورش نمیکنم چون من هنوز عشق اولیمو فراموش نکردم عشقم غریبه نیست که فراموشش کنم پسر عمومه همیشه جلو چشمام هست نصیحتم کنین چکارکنم که فراموشش کنم نمیتونم ازته دل عاشق نامزدم بشم ودو هفته دیگه به عروسیم مونده خیلی دلم برا عشقم تنگ شده

پاسخ دهید
ناشناس

سلام با عرض خسته نباشید
میخواستم بگم یکم مشکلاتم پیچیده اس داستاناتی پیش اومده که مفصله من فقط به یکی از اونها اشارتی میکنم اقایی با وضع مالی خوب ویزیتور شرکت دارویی و من تکنسین داروخانه هستم ایشون سی ساله من بیست و چهار ساله ایشون هفته ای یکبار برای ویزیت به داروخانه تشریف میارن اوایل خیلی سر سنگین میامدن خیلی خیلی حواسشون به کارشون بود سریع سرشنو میانداختن پایین و میرفتن من از این طرز برخورد خیلی سنگین خوشم اومد تا اینکه یک روز بحث کاری شد رودر رو شدیم با هم صحبت کردیم چیز خاصی هم نبود من ناخداگاه نگاه عمیقی به ایشون کردم ایشون یه جورایی همیکارو کردن ایشون از اون موقع تا حالا فکر میکنم بخاطر دوروبرم که همکارام هستن اینکارو نمیکنه که بیاد به اصطلاح دوست شه یا یک رابطه دوستی برقرار کنه حالا باز هست که مفصل تر حرف بزنم ولی قاصرم خواستم بگم میتونین به من بگین با وجود این که عشق به نظرم یک طرفه است و من شمارشو دارم چیکار میتونم انجام بدم که ایا ایشون منو دوست داره یا خیر؟

پاسخ دهید
زیبا

سلام من ۲۰سالمه شماره پسری رو دارم که منو نمیشناسه ولی من میشناسمش دوسش دارم ولی اصلا نمیدونم چطور باهاش دوست شم و رفتار کنم چون تا به حالا اصلا با کسی دوس نبودم راهنمایی کنید ممنون

پاسخ دهید
سامان?

سلام. من ۱۲سالمه و میخوام یک دوست دختر داشته باشم ولی هر دختری رو میبینم میترسم و. خجالت میکشم بهش بگم دوست میشی مثلا پریشب تو عروسی از یک دختر خوشم اومد فامیل همسایمونه خیلی دوسش دارم ولی نمیدونم چجوری باهاش ارتباط برقرار کنم لطفت کمکم کنید?

پاسخ دهید
mahdi

با سلام خسته نباشین من ۱۸سالمه من با یک دختری اشنا شدم باهاش ۲ سال دوستی کردم ولی بعدش عاشق یکی دیکه شد الان هم هردم زنگ میزنم و یا تو فضای مجازی باهاش میحرفم میخوام دوباره برگرده مثل روز های قبل باشه الان باهام میحرفه ولی سرد شده یک راه بگوییند من به عشقم برسم من خیلی دوسش داررم

پاسخ دهید
ناشناس

سلام من تازه یه رابط دوستی شروع کردم ولی همش نگرانم

پاسخ دهید
ناشناس

سلام من با یه دختری تو نت اشنا شدم که من خیلی دوستش دارم ومیخوامکه بیشتر بشناسمش ولی هرچه سعی میکنم نمیدونم چجور اونم عاشق خودم کنم …..ا لطفا منرا راهنمای کنید …….

پاسخ دهید
ناشناس

سلام من توی یکی از مدارس ترکیه تحصیل میکنم اونجا از دختری خوشم موده و به شدت دلم میخواد یه رابطه دوستی بینمون باشه ولی از اونجایی که اون دختر خیلی مغرور من خودم هم خیلی مغرورم میترسم با گفتن حقیقت به اون پس زده بشم ولی یه حسم میگه اونم تو رو دوست داره به نظرتون چطور میتونم با هاش دوست بشم

پاسخ دهید
mobin

سلام من میخوام رابطه ای رو شروع کنم که طرفم شاغله و من محصل بعد گفتش که من سرکارم و فلان نمیدونه شرایط عاشقی و رابطرو داره یا نه من بهش گفتم که هر وقتی میتونی چت کنی من اوکی ام و واس قرار مون مشکلی نیست تایم داریم ولی چون میره مغازه و شاغله فک میکنه نمیتونه من بهش گفتم من کمکت میکنم ی رابطرو بسازیم زمان میبرر و نباید زود تسلیم شه و سخت بگیره به نظرتو چکارایی باید انجام بدم و چه چیزایی بگم لطف کنید سریع تر پاسخ بدین ممنون میشم

پاسخ دهید
ناشناس

سلام،من دختر ۲۷ساله هستم،به مدت دو روز با دوسته برادرم چت میکردم ولی اون بخاطر برادرم نخواست بامن باشه بااینکه ازمن خیلی خوشش اومد خیلی هم اشتیاق داشت،چطور میتونم دوباره نظر این اقارو جلب کنم و دوباره باهاش رابطه داشته باشم؟

پاسخ دهید
سمير

مه در فيس بوك عاشق دختري شديم و او هم مرا خوش كردي مه ١٩ سالمه و اون ١٧ سالشه .چگونه بفهمانمش كه عاشق اش هستم و با من رابطه دايمي داشته باشه اون هم كشورم است ولي ده ده خارج و من ده كشورم هستم … منتظر جوابتون هستم
تشكر

پاسخ دهید
تنها

سلام خانمي ۳۱ساله هستم.اوايل با رابطه عاشقانه باهمسرم بوديم و به ازدواج ختم شد.از همون ساله ازدواج تا حالاكه ۱۰سال ميگذره و دو فرزند دارم وعلاقه به تكرار و دوري و فاصله تبديل شده.ورابطه عاطفي ما كمرنگ شده راهنمايي كنيد چطور خلأ هاي گذشته رو جبران كنم.بي احترامي ها و كوچيك كردنهايي كه الان غرور وشناخت اون و قبول نداشتناش تمامه ديدم رو محدود كرده و و و نميدونم بخاطر بچه هام دوست دارم زندگيم پر از محبت بشه.بي مخري اونهم بهم فشار روحي مياره.راهنماييم كنيد.ممنون

پاسخ دهید
مریک

در پاسخ به تنها

باید نشون بدین هنوز زنده ای
باید هدفهایی داشته باشین مثلن زیبایی تا اخر عمر و مثلن یادگیری ی زبان باید ی هدفه بامزه داشته باشین
وقتی رفتین دنبال هدفاتون و در کنارش شاد و عشق ورز شدین همه دوستتون دارن همیشه خودتون باشین الان وقتشه که لذت ببرین و لذت بدین تا خواهن شما باشن

پاسخ دهید
سپیده

بکوش عظمت در نگاه تو باشد، نه به چیزی که به آن می نگری

پاسخ دهید
کیانا

سلام دختری ۲۳ساله ام و ۱سال هست با اقا پسری اشنا شدم اوایل به قصد دوستی والان به قصد ازدواج باهمیم،من ۷ماه است بکارتمو از دست دادم،اوایل هیچ مشکلی با هم نداشتیم ولی حالا ایشون وقتی عصبانی میشن روی من دست بلند میکنند،جلوی هرکسی که باشه فرق نداره،ولی بعدش کلی ازم عذزخواهی میکنه ومیگه که خیلی منو دوست داره و ببخشمش،من دیگه حق بیرون رفتن،دیدن یا صحبت کردن و آرایش و… ندارم،اگر هم برخلاف میلش انجام بدم با ضربات دست اون روبه رو میشم،الان چند ماهه فقط به دلیل آبروم با این آقا هستم و واقعا خسته شدم واقعا دیگه تحملش واسم سخت شده،بین منو ایشون هیچ تعهدی نیست برای همین از جدایی و بی آبرو شدن میترسم

پاسخ دهید
ناشناس

سلام ممنون از راهنمای هاتون
پسری هستم ۲۸ساله مجرد.تا این سن که رسیدم تنها با یک دختر دوست بودم و هم رو میخواستیم اما بعد مدتی فهمیدیم که بدرد هم نمیخوریم.و بعد مدتی از طریق نت با یه دختر خانوم اشنا شدم و از همون روز اول همه چیز رو صادقانه بهش گفتم و گفتم که من قصدم ازدواجه و اونم خدایی صادقانه تا الان بهم چیزهایی گفته ولی بعضی مواقع که جواب نمیده یا مثلا سرکارم بعد از چند ساعت که از هم خبر نداریم یا مثلا بیرون میره همش پیش خودم فکر منفی میکنم که نکنه میره با یکی دیگه بیرون یا نکنه دانشگاه کس دیگه ای رو داره یا معذرت میخوام نکنه مثلا ……باشه و بخواد که خودشو خوب جلوه بده.خلاصه کلی فکر منفی میاد تو ذهنم.اما همش ندای درونم میگه مثبت نگر باش.ازتون میخوام کمکم کنید که بتونم بهتر بشناسمش و تصمیم درستی بگیرم و بتونم ی رابطه درست برقرار کنم.ممنون میشم از راهنمایتون

پاسخ دهید
عصرعلم

در پاسخ به ناشناس

سلام
بزودی در این خصوص مطلبی منتشر خواهیم کرد.

پاسخ دهید
ثنم ب.پ

سلام
ممنون از گذاشتن این صحفه واقعا ممنون تونستم ازش استفاده کنم ولی یه سوال
من مدتی هست که با اتوبوس به مدرسه میرم و در اتوبوس افرادی با من هم مسیر هستن در این مسیر یه تعداد پسرانی هستن که یکی از انها حواسه منرا بسیار به خود جلب کرده است به گونه ایی که احساس میکنم یک حسی در بین ما وجود دارد اما تازگیا شنیده ام که ایشان دوسته دختر دارند و من از این قضیه بسیار ناراحتم و نمیدانم که چه کنم چون این حس وقتی که ایشان را میبینم باز وجود دارد لطفا منرا راهننمایی کنید ممنون و تشکر
بدرود /.

پاسخ دهید
عصرعلم

در پاسخ به ثنم ب.پ

سلام
ساعت استفاده از اتوبوس را تغییر دهید. شما در سنی قرار دارید که احساسات و عواطف شدید هستند و بر قدرت عقل غلبه دارند. باید احساسات کنترل بشوند چرا که در سن شما و هم سن و سالان شما بیشترین موارد سو استفاده رخ میدهد.

پاسخ دهید

فقط گزینه‌ی وسط را تیک بزنید. »مشاهده قوانین