در پی چه نوع مطلبی هستید؟
 
تبلیغات متنی
صفحه اصلی کسب درآمد اینترنتی
سایر مطالب

خاستگاه و تكامل اسب

از نظر تكاملي طبق يافته هاي فسيلي ، منشاء اسبهاي امروزي از پستاندار كوچكي تحت عنوان ائوهيپوس كه شباهت زيادي به روباه داشته و مربوط به حدود ششصد ميليون سال قبل ، يعني دوران ائوسن از نظر زمين شناسي است و چنين بر مي آيد كه از نظر تكاملي اسبهاي امروزي درطي ميليونها سال از اين پستاندار كوچك منشاء گرفته اند .

 

condylarth

قد اين جانور در حدود 30 الي 35 سانتيمتر بوده و گسترش جهاني داشته است . بدن آن گرد و داراي پشتي خميده بوده و در هنگام راه رفتن از كف پنجه هاي خود استفاده مي كرده است . در اندام حركتي قدامي خود 4 انگشت و در اندامي خلفي خود 3 انگشت داشته است. حدود 13 نوع از اين جاندار در بخشهاي مختلف آمريكاي شمالي و انگلستان ، سوئيس ، فرانسه و بلژيك يافته شده است.
بنابر كشفيات بعمل آمده نه تنها طويل شده و نيز كاهش تعداد تدريجي اندامهاي حركتي اسب استنباط مي شود ، بلكه تغييراتي كه بصورت طولاني شدن گردن و جمجمه همراه با تغيير عادات چرا كردن ( مانند خوردن ميوه هاي آبدار كه در بالاي سطح زمين رشد مي كنند ) به رژيم علف خواري ( خوردن علف هاي خشبي و سخت از سطح زمين ) ايجاد شده را مي توان بر گرفت . گرچه اولين فسيل يافت شده از ائوهيپوس به ثبت رسيده است ، ولي به جرات مي توان گفت كه اين جانور كوچك اندام از يك دودمان اصلي پستاندار كه داراي 5 انگشت بوده تكامل يافته است . پس از گذشت ميليونها سال انواع تكامل يافته اين حيوان ( حدود 57 ميليون سال ) بنام تك سميان دوران پليوسن تحت نام پليوهيپوس شكل گرفت اند .

hyracotherium

piloohippus

يافته هاي باستان شناسي در ايران توسط آقاي ماكنم ، يكي از معاونان دومرگان باستان شناس معروف ، فسيل يك نوع اسب تحت عنوان هيپاريون در سال 1904 ميلادي در ناحيه مرزه چال مراغه بدست آمده است كه مربوط به اواخر دوران سوم زمين شناسي يعني پليوسن و قبل از فوارن آتشفشان سهند ( بيش از يك ميليون سال قبل ) مي باشد .

 

hipparion


با آغاز دوره يخبندان در كره زمين و تغييرات جوي انواع مختلف پليوهيپوس مهاجرتهاي گسترده اي به قاره هاي قديم ( آسيا ، اروپا و آفريقا ) آغاز كردند . بنابر دلايلي كه هنوز روشن نيست قاره آمريكا بطور ناگهاني و پس از قطع ارتباط آن با قاره هاي قديم ، از وجود پليوهيپوس پاك گرديد. انواع مختلف پليوهيپوس در طي مهاجرتهاي خود در بخشهاي آفريقا و اروپا و آسيا پراكنده شدند و منشاء انواع مختلف گور خر ، خر و چهار تيپ از اجداد اوليه اسبهاي امروزي گرديدند . بنابر اين اسبهاي امروزي داراي چهار جد اوليه هستند و از نظر تاريخي فلات ايران منطبق بر محدوده جغرافيائي پراكندگي دو نوع از انواع چهار گانه اين اجداد محسوب مي شود . اسبهاي نژاد تركمن و كاسپين موجود در اين سرزمين پس از گذشت قريب به يك ميليون سال از پيدايش آن دو نوع اجداد اوليه اسب ، هنوز بعنوان شبيه ترين اسبهاي موجود در جهان به اجداد فوق محسوب مي شود و مورد توجه خاص جهانيان و پژوهشگران قرار گرفته است .

روند تکاملي اسب در مشرق زمين

ايران يا همان پارس يکي از شاخص ترين اقوام مشرق زمين بود که در روند تکاملي اسب شرقي نقش داشت . در شمال شرقي اين ناحيه سه زيرگونه از اسبهاي وحشي وجود داشتند که مبناي تکامل اسبهاي شرقي محسوب مي شوند. اين اسبها عبارتند از : اسب هاي لاغر و باريک اندام ترکمن . اسب هاي متوسط القامه سکائي و اسبهاي کوچک اندام کوهستاني که دليل اثبات آنها فسيلهاي کشف شده در اين مناطق مي باشد . اين اسبها امروزه نيز وجود دارند و با نامهاي ترکمن - يابو و اسبچه خزر شناخته شده هستند. پراکندگي و توسعه جمعيت اسبچه خزر را مي توان در وسعتي از گپه داغ در رشته کوه البرز تا کوههاي زاگرس مشاهده کرد . اين اسب جزء اولين اسبهاي رام شده توسط سومري ها ( خوزستان امروزي ) محسوب مي شود و در زمان پادشاهي اشکانيان و ساسانيان اين اسب در خدمت انسان بوده است تا اينکه به مرور زمان از صحنه روزگار محو شد .در سال 1965 مجددا اين گونه از اسبها در گله هاي نيمه وحشي سواحل درياي خزر ديده شدند که مي توان اين امر را يک بازگشت ژنتيکي تلقي کرد.متعاقب اين کشف تلاشهائي جهت ازدياد نسل اين اسبها صورت گرفت.
در بين سالهاي 1965 تا 1993 تعداد 30 راس از اين اسبچه ها صادر و تعداد 1200 راس نيز در انجمن بين المللي اسبچه خزر ( واقع در انگلستان ) ثبت شدند. در کشورهائي همچون : انگلستان – آمريکا – زلاندنو – فرانسه – سوئد – نروژ و ايران نيز چنين انجمني وجود دارد اسب سکائي داراي پراکندگي و توسعه جمعيتي است که محدوده آن از شمال شرق ايران شروع شده و تا سيبري در شمال و از غرب تا اروپاي شرقي ادامه دارد . اگرچه امروزه تعداد کمي از اين اسبها باقي مانده است اما به استناد تحقيقات دکتر Gus Cochran اين تعداد خالص مي باشند . به احتمال قوي مي بايست گله هاي بزرگي از اين اسبها با همان مشخصه هاي خوني در قزاقستان وجود داشته باشد ولي تا کنون هيچگونه مطالعات ژنتيکي براي اثبات اين امر بر روي آنها صورت نگرفته است . در ايران باستان از اين اسبها براي باربري و حمل و نقل استفاده مي شد . پراکندگي و توسعه گله هاي اسب ترکمن شامل محدوده اي است که از ساحل شرقي درياي خزر شروع شده و تا دامنه هاي شمالي البرز ادامه دارد و از کپه داغ تا کوههاي تيان شان نيز گسترش يافته است . در تمامي اين مناطق اين اسبها داراي همان مشخصه هاي فيزيکي و ساختار اندامي مي باشند که در اسبهاي ترکمن امروزي قابل روئيت است . يعني اندام باريک با ساقهاي بلند از طرف ديگر حجاري هاي موجود در قزاقستان و نقاشي های سبو ها و تنگهاي يوناني مبين اين موضوع می باشد . زمان دقيق اهلي شدن اين گونه از اسب کاملا مشخص نيست . اما از نمونه هاي استخواني کشف شده قدمتي معادل 1600 سال قبل از ميلاد مسيح را در مصر و 1000 سال قبل از ميلاد را در يونان نشان مي دهد.
فراواني گله هاي اين نوع اسب در زمان قديم چشمگير بوده ولي امروزه تعداد بسيار کمي از آنها باقي مانده است. در زمان پادشاهي داريوش ساليانه تعداد 30000 راس از اين اسبها به ممالک ديگر صادر مي شد که اين تعداد امروزه به 400 راس در سال تقليل يافته است . يکي از عمده ترين دلايل اين انقراض را مي توان وارد کردن اسبهاي ترابرد و عدم شرکت اسبهاي ترکمن در مسابقات اسب داواني دانست . اسبهاي ترکمن در حقيقت اجداد اسبهاي تيزتک و چالاک امروزي مشرق زمين هستند Dendogram ها بيانگر اين واقعيت هستند که اسبچه خزر اولين جد اسبهاي مشرق زمين بوده است و بعد از آن اسبهاي يابو و ترکمن قرار دارند . بعد از اين سه تيره - اسبهاي کرد را مي توان پدر اسبهاي دو خون مشرق زمين محسوب کرد . در زمان قديم اين اسب ( اسب کرد ) بنام هاي : آشوري – Nisaean - پارتي – ساساني و ..... معروف بوده است آنطور که مي گويند اسب عرب پارسي بعد از اسب هاي بدوي عرب بوجودآمده است. اسبهاي دو خون شرقي تلفيقي از اسبچه خزر – يابو و اسب ترکمن مي باشند. در يک تقسيم بندي ژنتيکي که در مقياس 1 به 10 صورت گرفته است يابو داراي 9 شاخص ژنتيکي و اسبچه خزر و ترکمن داراي 8 شاخص مي باشند.

 

02

در نمودار بالا اسب ترکمن و اسب استپ هاي روسيه داراي يک رتبه هستند . خط ارتباطي که از ترازهاي اسب بومي پارسي – ترکمن و اسبهاي استپهاي روسيه رسم شده است مستقيما به ترازهاي اسبهاي امروزي يعني يابو – ترکمن و اسبچه خزر متصل مي شوند . اسب کرد داراي رتبه بالاتري نسبت به اسب عرب و اسب پارسي مي باشد . به رغم مشکلات بالقوه اي که در امر نشانه گذاري ژنتيکي وجود دارد در يک Dendogram قابل قبول مي توان مبناي اسبهاي تاريخي را مشخص کرد.

 

n1

در نمودار شماره 1 (بالا) 6 شاخه اصلي وجود دارد .در داخل اين چارت اسب عرب يک گروه فشرده را به خود اختصاص داده است . اسبها کرد و آخال تکه مستقلا داراي يک شاخه هستند . اسبچه خزر مبناي زير گروهي است که يابو و ترکمن را شامل مي شود . اين گروه در حقيقت اجداد اسبهاي مشرق زمين هستند و اسبچه خزر داراي قدمت بيشتري نسبت به سايرين است .

اسب اصیل ( عرب )

در غرب به نام عرب و در ناحیه ایران به اصیل منسوب است . نه تنها نژاد اجدادی را حفظ کرده Koheilan Hamdani, Obayan, Saglavi, Hadban و غیره بلکه ویژگی های اصیل خود را حفظ کرده که این نژاد را در جهان مشهور ساخته است . زیبایی ، زیرکی و بالاتر از این ها شجاعت بنیه که با یک ملایمت طبیعی ترکیب شده . بجای توجه به ویژگی ظاهری اش باید توجه بیشتری به توانایی اش بشود . به خاطر دلائل بالا غربی ها علاقه زیادی برای بدست آوردن ذخیره اسب اصیل ایرانی دارند . جامعه جهانی اسب یکی از ارزیابی هایش سرعت در پخش پرورش این اسب است .

 

arab

اسبچه خزر

این اسب کوتاه ، زیبا و تمیز است . این اسب مینیاتور اسب عرب است و برای جوانان در نمایش پرش و مسابقه سرعت ارزش زیادی دارد . حکاکی سنگ های قدیمی و اکتشافات باستان شناسی این حقیقت را می گوید که اسبچه خزر درواقع اولین اسبی بود که در خاور میانه استفاده می شد . این اسب در خارج از خاور میانه هم موفق بوده و الان در برمودا ، انگلیس و نیوزیلند پرورانده می شود .

 

khazar

کرد

شبیه اسب اصیل است . اسب کرد با نام های مختلف شناخته می شود . اختلاف در پرورش دادن و خصوصیات ظاهری است . این اسب به نام های jaff _ afshar _ sanjabi و غیره خوانده میشود . نوع jaff در مینیاتورهای ایرانی وجود دارد و احتمالا ً نسبت خویشاوندی با اسب اصیل دارد . در نژاد های دیگر اسب کردی روی هم رفته یک اسب جمع و جور قوی نشانه هایی از امکان به وجود آمدن از اسب جنگی به نام nisaeam وجود دارد که توسط تاریخ نویسی به نام Greek ذکر شده است . این اسب برای مسافت های طولانی و مناطق کوهستانی بسیار خوب است . اسب کرد همچنین همچنین توانایی حمل بار سنگین را دارد .

 

kord

 

Thourouhgbred ایرانی

پرورش اسب ایرانی Thourouhgbred درایران با کیفیت بالای نریان و مادیان آغاز شد . توجه و مراقبت در سایه یک مدیریت فنی در پرورش آنها امید یک آینده نوید دهنده است . این مطلب را می توان درحظور این اسب در مسیر مسابقه دید .

 

irani

ترکمن

در تطابق با واقعیت تاریخی ، کشفیات باستان شناسی و تحقیقات ، اسب ترکمن یکی از اولین اسب هایی بوده که در ایران برای اهداف خاصی پرورش و گسترش یافته است . در ابتدا برای تاخت و تاز استفاده میشد . این اسب لاغر و بلند و به طور ظریف خلق شده است . دارای سرعت و استقامت است که این اسب را برای مسیر مسابقه ایده ال کرده است شبیه اسب اصیل و کرد است . ترکمن همچنین دارای چندین شاخه است . بهترین نام برای آن akhal _ take و yamut است . یک دورگه thoroughbred و ترکمن اسبی مناسب برای مسابقه و نمایش پریدن است .

 

torkaman

 

اسب بومی ایران

این اسب در تمام قسمت های ایران وجود دارد . اندازه و ساختار این اسب در تطابق آن با منطقه ای که در آن پرورانده می شود فرق می کند . روی هم رفته آنها خیلی بزرگ نیستند . هنوز قوی و محکم و همچنان ثابت قدم و بی لغزش هستند . برای قرن ها این اسب تمام کارهای سخت و طاقت فرسا را انجام می داد و برای کشیدن ارابه و حمل کردن بارهای سنگین استفاده می شد . اسب مدرن ( ( Equus Caballus به خانواده اسب (Equidae ) که شامل گورخر، الاغ و اسب می شود ، تعلق دارد و تمامی این گونه ها از نظر ظاهر فیزیکی به یکدیگر شباهت دارند . آنچه که موجب شگفتی و حیرت بسیاری را فراهم کرده آن است که خانواده اسب عضو راسته Perissodactyla است و این نشان می دهد که اسب نسبت نزدیک با کرگدن دارد . اسب امروزه از نظر ارتفاع ، وزن و شکل بسیار متغیر است . اسب های بارکش 18 تا 19 دست ( پهنای کف دست ) ارتفاع دارند و وزن آنها به 900 تا 1000 کیلو گرم می رسد . این اسب ها دارای استخوان بندی درشت ، نیرومند و پرقدرت می باشد . در مقابل این اسب ها ، اسب های کوچک نمایشی هستند که بلندی آنها فقط 7 تا 8 دست است و وزن آنها بیشتر از وزن یک سگ با اندازه متوسط نیست . این قبیل اسب ها ظاهری بسیار آراسته و تمیز دارند و تقریباً لطیف و ظریفند . اسب تفریحی (pleasure horse ( بین این دو گونه است . بلندی آن بین 14 تا 16 دست و وزن آن 300 تا 590 کیلو گرم است و تصویر یک قهرمان واقعی است که ار سرعت و قدرت لازم برخوردار است . یک اسب اصیل می تواند مسافت 1600 متر را با سرعت متوسط 64 کیلومتر در ساعت طی کند . در حالی که یک اسب کوارتر Quarter )) آمریکائی می تواند فواصل کوتاه را با سرعت متوسط 72 کیلومتر در ساعت بپیماید . اسب های نژادهای مختلف را می توان برای بازی در سیرک تربیت کرد مانند اسب های هنرمند بالت یا اسب های کوتوله فیلمها .
اسب مدرن ( ( Equus Caballus نیز ساعات بسیاری را در مسیر های دایره وار و خسته کننده آسیابهای نیشکر و غلات طی می کند ، میلیون ها جریب زمین های کشاورزی را شخم زده ، ملل مختلف را برای نبردها بر پشت خود حمل کرده . آمیختگی مناسب و شایسته خصوصیات روانی ، فیزیولوژیکی و فیزیکی اسب ، این حیوان را قادر ساخته که با نیازمندی ها و خواسته های بشر که احتیاج به سرعت ، قدرت ، شکیبائی ، قدرت تهاجم و یورش ، استقامت ، هوشیاری و برخورداری از حافظه قوی دارند ، تطبیق دهد . در گذشته ، اسب به عنوان منبع گوشت ، شیر ، گرما و رفاقت برای جنگجویان بی پناه و سرمازده بوده است .

ویژگی های جسمی

اسب ها حیواناتی بزرگ و چابکند و به دندان های تیز و محکم مجهز هستند . آنها دارای چهار پای قوی اند و هر یک از پاها یک سم سخت و محکم دارد .اسب ها بسیار قوی تر و نیرومند تر از انسان ها هستند. بنابر این اگر بخواهیم آنها را تسلیم خواسته ها و نیازهای خود کنیم لازم است نیازهای روانی آنها را خوب بفهمیم . برخی از نیازهای اولیه مانند گرسنگی ، ترس و جمع گرایی و گروه دوستی در این حیوان ، می توانند انگیزه تربیتی برای انسان باشند . اسب ، گرچه در میان حیوانات اهلی باهوش ترین نیست ، اما از حافظه بسیار قوی برخوردار است و از این بابت در میان تمام جانوران ، پس از فیل مقام دوم را دارد . اسب درست در مانند اجداد خود در میلیون ها سال پیش در مقابل خطر از خود واکنش نشان می دهد . اولین واکنش اسب در مقابل خطر، فرار است . اگر این واکنش موثر واقع نشد ، با لگد زدن ، گاز گرفتن و ضربه زدن با پاهای جلو از خود دفاع می کند . اسب بر خلاف ما قادر به درک و تشخیص رنگ ها نیست و حتی ممکن است قادر به دیدن اشیاء در فاصله بیش از 360 متر نباشد . اسب دو تصویر جدا از هم را یکباره می بیند یکی را با چشم راست و دیگری را با چشم چپ . اسب اب بالا و پایین آوردن سر خود اشیاء را در کانون چشم های خود متمرکز می کند . مردمک چشم اسب بر خلاف مردمک چشم ما قادر به حرکت و جابجایی برای تمرکز بر روی اشیاء نیست . حس شنوایی اسب تکامل یافته و تیز است . اسب می تواند خانه اش ، چراگاهش و دوستانش را با بوییدن آنها به خوبی تشخیص دهد . اسب می تواندهر گونه شیء یا حیوان بیگانه را با حس بویایی خود ارزیابی کرده و تشخیص دهد که آیا خطرناک است یا بی خطر . اگر حس بویایی حافظه اسب را به کار انداخته و به یاد آورد که آن شیء یا حیوان ناآشنا زمانی باعث هراسش شده است از آن شیء یا حیوان می گریزد یا به آن حمله می کند. حس لامسه اسب نیز قوی است . اسب بدلیل برخورداری از گیرنده های لامسه به راحتی قابل کنترل است . بخصوص نواحی بینی ، دهان ، گوش ها ، گردن ، جدوگاه و دنده هایش بسیار حساسند .

رفتار شناسي اسب

بنظر مي رسد گله هاي رميده و يا در حال چراي اسب نقاشي شده در دشت هاي دور دست ، آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلی درون اصطبلها كه ايام را به خوردن ، كاركردن و يا چريدن در پادكها مي گذرانند را نداشته باشند . علي رغم اينكه تا چه اندازه اين اسبها اهلي و رام شده باشند، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده و حفظ كرده اند . عوامل محیطی مانند رعد و برق ، باد و نزولات آسمانی بر چگونگی رفتار اسب اثر می گذارد .تغییرات فشار هوا در میان این عوامل بیشترین تاثیر را دارد . اسب ها قادرند بالا و پایین آمدن فشار هوا را درک کنند . رفتار و واکنش اسب ها در روزهایی که هوا منقلب و متغیر است با روزهایی که هوا آرام است ، کاملا ً متفاوت می باشد . اگر با اسب سر و كار داريم بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيم تا از واكنش هاي او در قبال محرك هاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيم . عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي. ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده در پي رفع آن برآييم .

روش طبيعي زندگي اسب

امروزه گله هاي اندكي آنهم در دور افتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه مي دهند . در اين روش زندگي طبيعي و آزادانه ، آنها چراگاهها ، سبزينه زارها ، بوته زارها را براي پيدا كردن آب و غذا درمي نوردند . زندگي در گله حافظ امنيت آنها است و اين گله را سيلمي برتر محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد . گروهی از اسب ها که به صورت جمعی در چراگاه به سر می برند ، معمولا ً توسط یک مادیان سالخورده هدایت و رهبری می شوند . این مادیان نقش رهبر یا مدیر گروه را دارد و بقیه گروه حتی اسب نر از آن تبعیت می کند . اما در فصل جفت گیری در این قانون استثناء به وجود می آید . در این فصل اسب نر نقش محافظ و رئیس گروه را به عهده دارد . اسب وحشي بايد واكنش هاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد . كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد ، آنرا همراهي كنند . اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد ؤ سر دست زدن و يا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد. ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب ، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است . هنوز هم بسياري از ويژگي هاي و غرايز اسب هاي وحشي در اهالي هاي امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنش هاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم .

وجوه تمايز – مشخصات

اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند . رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن

اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در كنار ديگر حيوانات نيازمندند. از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكر مي شدند. زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقاء را بيشتر كرده ، امنيت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است . ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيم . كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنش است و تنهائي او را خمود و كج خلق مي كند . اگر اسبي در محوطه اي محصور به تنهائي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سرآسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند . بعضي از اسبها از بودن در كنار حيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهائي را دوست دارند . اين خصيصه اجتماعي بودن ، گاهي موجب دردسر سواركاران سوار بر اسب هاي جوان و يا به خوبي تربيت نشده مي شود. ممكن است اسب ميل به سواري دادن نداشته و يا سوارآنچنان قاطع نباشد كه او را وادار به ترك گروه و يا خروج از محوطه اصطبل نمايد . از طرف ديگر ممكن است از اين خصيصه در جهت خواسته سوار بهره برداري كرد ، يعني جواني نه آنچنان مشتاق را سوار بر اسبي پير و آموخته به حركت در مسيري از مسابقه پرش واداشت .

پرسه زني

اسب ها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند. بيشتر اسب ها امروزه در حصارها نگهداري مي شوند ولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند. ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند. نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است . چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده باسوار يا بدون سوار راهي منزل شده و حتي اگر سوار راه را گم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها هميشه با شلنگهاي كشيده تري به طرف منزل حركت مي كنند.

چرنده

اسب چرنده ايست كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16 تا 20 ساعت بطور پيوسته و كم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود كه در اين صورت نحوه تغذيه اسبهاي اهلي كه علوفه مخصوص و در دفعات خاص چرانده مي شوند با اين غريزه متفاوت است . اسب هیچ الگویی برای چرا ندارد و اگر هوا مطبوع و مناسب باشد ، تا جائی که وقت اجازه دهد ، بی وقفه چرا می کند . اگر اسب را در یک اصطبل انفرادی یا حصار محدود و محصور نمایید ، براحتی به یک یرنامه غذائی خاص خو می گیرد و اگر این عادت را از آن بگیرید ، رفتارش تغییر می کند .

ساز و كار دفاعي

بيشتر واكنشهاي اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند. وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است. اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ، جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ، كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود .

كنجكاوي

اسبها شديدا كنجكاوند و اغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ، از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني در مزارع استفاده كرد .

قانون سلسله مراتب

به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به همين دليل به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي شور درباره فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند. در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي قالب ، پا به فرار مي گذارند. اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتر اوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي ، انسان عهده دار مي شود. در گله اسبهاي وحشي سيلمي و يا ماديان قالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب قدرت صورت مي پذيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت و قاطعيت نقش اساسي ايفا مي كند .قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب برداشته شده از قانون حاكم بر جوامع ماكيان هاست كه با نوك زدن به يكديگر برتري خود را به رخ كشيده و ضعيف تر تسليم شده و تمكين مي كند.

تقليد

اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل تيك و اين پا و آن پا كردن را فرا مي گيرند . اسب ها براحتی رفتار های نا پسند را فرا می گیرند . آنها حالات و رفتار یکدیگر را تقلید می کنند . ثمره این تقلید اسب های افسار کش ، لگد زن ، گاز گیر و هواخور است . این رفتارها بسیار نامطلوب و ناپسند هستند و شما می توانیم با درک صحیح روحیه و روان اسب و تربیت مناسب آن از بروز این عادات زشت پیشگیری نمائید .

حافظه قوي

حافظه اسب به خصوص در مورد تنبيه ها دردناك بسيار قوي است . اگر در مقاطعي از طول عمر تربيتي با او بد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي ناخوشايند خواهد شد و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نوجواني داراي اهميت بسزائي است .

غرايز

اسبها داراي رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد. در فضاي باز اسب ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود . در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند. در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد ، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .

 

tars

عصبيت

سر را بالا گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي اندازد.

خشم

اسب عصباني سرش را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد.

 

khashm

درد

ضربات دردناك اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد . مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از شادي يا هيجان هم دانست .

خوشنودي

اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است . گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.

 

khoshnoodi

ناخشنودي

اسب در اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي مبتلا مي كند.

توجه جلب شده

گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ، چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .

هيجان زده

سر بالا گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ، گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند .

شرارت

گوشها به عقب ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ، پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب بزند .

 

sherarat

بازيگوشي

ممكن است با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري

گوشها سيخ و جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده است .

نبرد بر سر قلمرو

ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .

اصوات

صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .
شيهه: براي دعوت اسب هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .
شيهه ملايم : اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود .
هرهر: دعوت از اسبي در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.
صداي خارج شده از دماغ: نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را تميز كند .
شيهه جيغ مانند: نشان دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .
فرنه: به هنگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.
Below: نسق گيري ، معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.
جيغ: صداي ماديان به هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .
آه: صدائي كه مي تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي كند كه درگيري اتفاق افتاده است .

تغذیه

اسب حیوانی تک معده ای و غیر نشخوار کننده بوده ولی وجود روده کور در دستگاه گوارش که نقش تخمیر کننده دارد حیوان را قادر ساخته تا از جیره غذائی که حاوی فیبر زیادی باشد نیز استفاده کند . معمولاً اسب در چرای آزاد روزانه مقدار زیادی مواد خشبی را هضم و جذب می کند . حم کم معده اسب در مقایسه با بقیه حم دستگاه گوارش ( 8 درصد ) مقدار غذای مصرفی حیوان را محدود ساخته است . به عنوان مثال حیوان در هر وعده غذائی بیش از 25/2 کیلوگرم مواد دانه ای را نمی تواند بخورد . محتویات معده تحت تاثیر ترشح اسید معده به روده تخلیه شده و در اثر صفرای مترشحه در روده کوچک قلیایی میگردد . اسب در چرای مداوم روزانه 114 _ 95 لیتر بزاق ترشح کرده که این محلول بافری به عبور مواد غذایی از دستگاه گوارش کمک کرده و PH مناسبی را برای تخمیر مواد غذایی در انتهای دستگاه گوارش تامین می کند . در اسب معده و روده کوچک دارای ساختار هایی بوده که بخش اعظم پروتئین ، نشاسته ، چربی ، ویتامین ها و مواد معدنی موجود در مواد خشبی و کنسانتره هضم و جذب می گردند . با این حال چون زمان عبور مواد غذائی از روده کوچک سریع و تقریبا ً 3 _ 1 ساعت می شود . کیفیت و قابلیت هضم کامل مواد غذائی زیر سوال می باشد . ویتامین های محلول در چربی و مواد معدنی مثل کلسیم منگنز ، روی و سلنیوم در روده کوچک جذب می شوند و مواد غذائی هضم و جذب نشده جهت تخمیر و جذب و دفع ، وارد بخش انتهائی دستگاه گوارش می شوند . دستگاه گوارش اسب به علت دارا بودن ارگانیزم هایی در روده کور و روده بزرگ ، قابلیت جذب و توان استفاده ازفیبر های گیاهی را دارد. گنجایش ( 30 لیتر ) و شکل روده کور و عبور آهسته مواد به آنزیمهای مترشحه از تک یاخته ها و باکتری ها فرصت می دهد تا هضم مواد فیبری را تسریع گردانند . محصولات فعالیت میکروبی شامل اسید های چرب فرار ، آمینو اسید ها ، ویتامین های گروه B ، گاز و گرما می باشد . بخش انتهایی دستگاه گوارش محل جذب آب و فسفر و بازجذب سدیم و کلروپتاسیم است . زمان عبور مواد غذائی از لوله گوارش تقریبا ً 50 ساعت بوده که ارتباط مستقیمی با مقدار سلولز و لیگنین موجود در مواد خشبی دارد.

منابع

  1. WWW.iranianhorse.com
  2. پرورش اسب ( تغذیه ، تولید مثل ، تربیت ) مولفین : دکتر مرادی ، نیای تهرانی ، ابراهیمی جعفری
  3. پرورش عملی اسب تالیف و ترجمه : دکتر مسعود هاشمی

گردآورنده : آقاي نيما عيسي كاكرودي— دانشجو رشته دامپزشكي—مقطع دكتراي حرفه اي

 

 
امروز :
آمار و ارقام

افتتاح سایت : 1388/06/31

زبان انگلیسی زبان فرانسوی پیگیری مطالب
امتیاز گوگل عصر علم