عصبانیت احساسی است که بدون شک تمام افراد در زندگی خود آن را تجربه خواهند کرد. یک احساس طبیعی که بیانگر سلامتی هر فرد است ولی اگر آن را تحت کنترل نگیرید، آنگاه عصبانیت است که شما را تحت کنترل میگیرد و باعث نتایج ویرانگر و بعضا غیرقابل جبران خواهد شد.
بسیاری از دوستیها، روابط خانوادگی، کاری و … تحت تاثیر عدم توانایی فرد در کنترل عصبانیت و بروز بی احترامی ناخواسته، به سمت ویرانی کشیده میشوند. هیچکس فردی که در اکثر اوقات عصبانی است را دوست ندارد و به عنوان همنشین خود انتخاب نخواهد کرد. اما راهکارهایی برای کنترل عصبانیت وجود دارد تا با استفاده از این تکنیکها، بتوانید از این احساس به شیوه درست استفاده کنید. در این مطلب قصد داریم ۱۰ روش برای کنترل عصبانیت و فروکش کردن آن را بررسی کنیم.
کنترل احساس عصبانیت
۱- وقفه ایجاد کنید
شمردن تا ۱۰ تنها برای کودکان و بچه ها نیست! هنگامی که در شرایطی قرار میگیرید که از چیزی عصبانی میشوید با شمردن آهسته از یک تا ده وقفه زمانی ایجاد کنید. اینکار باعث میشود تا احساس خشم اولیه تاحدودی فروکش کند. بعد از این وقفه اگر لازم بود موقعیت یا فردی که شما را عصبانی کرده است ترک کنید تا بر اعصاب خود مسلط شوید.
۲- دلیل عصبانیت خود را بیان کنید
هنگامی که به آرامش رسیدید و میتوانستید درست فکر کنید، دلیل عصبانیت خود را توضیح دهید. اگر فردی کاری کرده است که باعث عصبانیت شما شده، به صورت مستقیم و رک ولی بدون بی احترامی یا لحن تند، به وی بگویید که چه کاری باعث عصبانیت شما شده است. سعی نکنید دیگران را تحت کنترل خود در آورید.

۳- کمی ورزش کنید
در برخی شرایط که نمیتوانید عصبانیت خود را کنترل کنید و اصطلاحا جوش آورده اید میتوانید کمی ورزش کنید. چند حرکت ساده ورزشی باعث فعال شدن زنجیره فرآیندهای شیمیایی در بدن شما خواهد شد و همین امر به شما کمک میکند تا از شرایط تنش زا دور شوید و کنترل اعصاب خود را در دست بگیرید. ورزش کردن میتواند حتی یک پیاده روی و قدم زدن ساده باشد، ولی نتیجه آن بسیار برای شما مفید خواهد بود.
۴- قبل از هر عکس العملی، فکر کنید
در شرایط عصبانیت ممکن است هر حرفی را بزنید یا حرکتی را انجام دهید که در شان شخصیت شما نباشد و موجبات پشیمانی شما را بوجود آورد. قبل از هرگونه صحبت کردن و یا نشان دادن عکس العمل چند ثانیه فکر کنید، این مدت را میتوانید با شمردن برای خود فراهم کنید. مزیت دیگر این کار این است که به طرف دیگر نیز فرصت میدهید تا حرف یا اشتباه و یا حرکت خود را جبران کند و یا طرف سوم برای آرام کردن محیط کمک کند.
۵- در پی راه چاره باشید
به جای اینکه بر روی عاملی که شما را عصبانی کرده است تمرکز کنید، بر روی راه حل آن اندیشه کنید. آیا فرزند شما اتاق خود را تمیز نگاه نمیدارد و این مساله شما را عصبانی میکند؟ خیلی راحت در اتاق را ببندید و سر فرصت و با آرامش با او صحبت کنید. آیا شریک زندگی شما شب برای شام دیر میکند؟ میتوانید ساعت شام خوردن را تغییر دهید و یا اینکه چند شب در هفته را تنها غذا بخورید. به خاطر داشته باشید که عصبانیت اگر چیزی را بدتر نکند، بهتر نخواهد کرد، پس سعی کنید منطقی باشید.
۶- در بیان احساس خود از واژه ی “من” استفاده کنید
برای جلوگیری از بیشتر شدن تنش، در مورد مشکلی که دارید صحبت کنید و مؤدب باشید و احترام طرف مقابل را حفظ کنید. در بیان دلیل عصبانیت خود از واژه ی “من” استفاده کنید. به عنوان مثال بجای عبارت ” تو هیچوقت در کارهای منزل کمک نمیکنی ” بگویید ” من از اینکه سفره ترک کردی بدون اینکه برای جمع کردن آن کمک کنی عصبانی شدم”.
۷- کینه به دل نگیرید
بخشودن شاید از قدرتمندترین ابزارهایی باشد که در اختیار بشر قرار داده شده است. اگر به احساس عصبانیت اجازه دهید تا در درون شما رشد کند و تبدیل به احساس کینه شود، بیشترین کسی که آسیب خواهد دید خود شما خواهید بود. با بخشیدن کسی که باعث عصبانیت شما شده است هر دو نفر شما از موقعیت بوجود آمده درس خواهید گرفت. بسیار غیرمنطقی است که انتظار داشته باشیم همه، در تمام شرایط طبق خواسته های ما عمل کنند.
۸- احساس شوخ طبعی را در خود تقویت کنید
افرادی که طبع شوخ دارند حتی در شرایط عصبانیت نیز با یک جمله طنزآمیز شرایط را تغییر میدهند. البته طنزآمیز بودن را نباید با تمسخر کردن و یا نیشخند زدن اشتباه بگیرید، تمسخر کردن تنها اوضاع را بدتر خواهد کرد و صفتی زشت و زننده است.
۹- از تکنیکهای آرامش بخش استفاده کنید
هنگامی که آتش غضب در وجود شما شعله ور شده است، میتوانید با استفاده از تکنیک های آرام بخش این احساس را کنترل کنید. تکنیکهایی مانند عمیق نفس کشیدن، تصور یک تصویر آرامبخش و یا تکنیکهایی که در مطالب قبلی با شما در میان گذاشته بودیم. میتوانید به مطلبی با عنوان “ ۱۰ تکنیک برای کاهش استرس ” مراجعه کنید.
۱۰- از اطرافیان خود درخواست کمک کنید
مساله عصبانیت برای تمام افراد یک چالش بزرگ است. اگر احساس میکنید که بیش از حد عصبانی میشوید و یا اینکه کنترل خود را از دست میدهید از اطرافیان، خانواده و یا دوستان خود بخواهید در این شرایط به شما کمک کنند تا بتوانید زمان لازم برای تغییر رفتار خود را داشته باشید. از کلاسهای روانشناسی مدیریت عصبانیت و کاهش استرس استفاده کنید. ورزش کنید و تلاش کنید بر روی اعصاب خود مسلط شوید، این کار تنها به تمرین و صبر نیاز دارد.
شما بیشتر در چه شرایطی عصبانی میشوید؟ وقتی عصبانی میشوید برای آرام کردن خود چکار میکنید؟ در بخش دیدگاه ها منتظر پاسخ شما به این سوالات هستیم.


209 نظر در “چطور میتوان بر احساس عصبانیت غلبه کرد؟”
سلام
من به تازگی خیلی حساس شدم و کوچکترین چیزی باعث به هم ریختن اعصابم میشه حتی مسائل عادی روزمره که بام طبیعیه گاهی عصبانیم میکنه !ممکنه اگه بخوام اتاقم را تمییز کنم اعصابم از شلغیش داغون بشه و مدام فکر اینکه جا برای وسایلم کافی یا در حد نظمی ک من میخوام نیست ازارم بده و ….
خیلی سعی میکنم خودمم را اروم کنم محل ندم یا اهنگ ملایم گوش بدم تا اهنگ تند تا واننده به جای من با صدا احساسات منو بیرون بریزه اما فایده ندارد !میشه راهنماییم کنید؟
سلام
احتمالا ریشه ی حساس شدن شما وجود استرس است. توصیه میکنم مطلب زیر را مطالعه کنید و تا جای ممکن رعایت کنید:
» راهکارهایی برای جلوگیری از استرس
همچنین مشورت گرفتن از یک مشاور خوب هم خالی از لطف نیست.
سلام
واقعااا ممنون اون مطلب روخوندم امیدوارم با انجام دادنشون نتیجه بگیرم ممنون!
من دوتاپسربچه ی قدونیم قددارم 8ساله و2ساله .وقتی باهم راه نمیان خیلی عصبانی میشم طوری که ازشدت عصبانیت دندونامو بهم فشار میدم فکم دردمیگیره البته دربرخوردباهمسرم هم خیلی زودعصبانی میشم وهرچی ازدهنم درمیاد بهش میگم دست خودمنیست لطفا راهنماییم کنید
سلام
انجام دادن تمرینات و تکنیک هایی که در این مطلب عنوان شده اند میتونه برای شما مفید باشه. فقط به خاطر داشته باشید که کنترل کردن این حس به زمان نیاز داره، باید صبر داشته باشید و کم کم این احساس را در خودتون کاهش بدید.
سلام. ممنون از مطلب خوبتون.
میخواستم ازتون کمک و راهنمایی بخوام. بابت اینکه من مدتیه خیلی با پدر و مادرم دعوا میکنم. من قبلا بعنوان فرزند کاملا آروم و صلح جو توی خونواده م شناخته شده بودم. همیشه به همه احترام گذاشتم چون از همه کوچکترم. و همه باهام خوب بودن. همین شاید باعث شد که با خودم فک کنم اونها هم همین اندازه برای من اهمیت قائلن.همه چیز خوب بود تا سال گذشته که عقد کردم. شرایط عقدم خاص بود و مسائلی ایجاد کرد. باوجود اینکه شرایط عقد رو خونواده م گذاشتن و یه سری مسائل هم پذیرفتن اما بعد عقد انگار نه انگار و کلا بیخیال همه حرفاشون شدن و همین موضوع مسائل زیاد و تحقیرهای زیادی برا من تو خونواده ی همسرم بوجود آورد که باعث شد بیش از اندازه به هم بریزم. حس اینکه افرادی که همه ی این سالها بهشون تکیه کردی تو یه شرایط حساس بیخیال گذشته شن خیلی داغونم کرد. شش ماهه که تقریبا هر روز با پدر و مادرم دعوام میشه دیگه برام عادت شده. به کوچکترین حرفشون واکنش شدید نشون میدم. بیشترین ناراحتیمم اینه که هیچکدوم از افراد خونواده م نمیخوان اشتباهشونو بپذیرن. دیگه فرصتی برای لبخند زدن پیدا نمیکنم که بخوام عصبانیتمو فراموش کنم… شخصیت محترم گذشته به یه شخصیت عصبی و پرخاشگر و افسرده تبدیل شده… دوست دارم قدرت اینو پیدا کنم که همه ی این ناراحتیا رو کنار بذارم و مثل گدشته گاه و بیگاه مامانمو بغل کنم و ببوسم. اما این روزا گاهی ازش متنفر هم میشم… کمکم کنید…
سلام
در این خصوص توصیه میکنم به یک مشاور با تجربه مراجعه کنید تا شما را کامل راهنمایی کنند. این مسائل حساس هستند و باید دقیق مورد بررسی قرار بگیرند که از عهده ی ما خارج است.
دلشاد و موفق باشید.
دلم خوش بود اینجا جواب کامنتا رو میدین. اما گویا نخونده پاک میکنین.
از عصبانیتای گذشته پشیمون نیستم واز حاضر جوابی ها پشیمون نیستم هزار بار دیگه هم اتفاق بیفته همون موارد تکرار میکنم چون در هر صورت اگه چیزی بهترم نشه ادم دلش نمیسوزه 2 عصبانی نشدنم چیزی بهتر نمیکنه 3 کما اینکه بعضی موارد بهترم کرده 4 گاهی هم بوده بخشیدم ولی از بخششم حس قدرت نکردم بلکه پشیمون شدم مثل چی ومثل حیوانی که اسمش نبرم بهتره واز مقابله به مثلام واقعا پشیمون نیستم وحس ضعف نمیکنم حالا شما هر قدر میخوای حرفای شعاری که تو واقعیت ودنیای عمل هیچ کاربردی نداره بزن
تازمانی که خودتون نخواهیدهیچ شعار یاواقعیتی نمیتونه به شماکمکی بکنه.مطالبی که گفته میشه همیشه ایده آلن بستگی به توانایی ماداره که تاچه حدی بتونیم به کارشون بگیریم.
منم با نظرت موافقم علی
خلاصه که اینجوری
واقعااا ممنون
سلام من 38سالمه و حدود یکسال میشه که داروی افسردگی مصرف میکنم وفقط دررابطه با بچه هام نمی تونم عصبانیتم و کنترل کنم وزود عصبانی میشم طوری که هیچ کنترلی روی خودم ندارم خیلی احساس گناه میکنم لطفا منو راهنمایی کنید
سمیرا خانوم خودتونو ببخشید اونا رو کنترل نکنید محبت کنین براشون به کسی محبت کنی از اون بیشتر خودت بهره میبری
من به شدت عصبی ام وفقط با عصبانیت وبا صدای بلند عصبانیتم فرو کش میکنه ضمنا هنگام عصبانیت اکثر اوقات از خونه بیرون میزنم چون خفگی بهم دس میده و فضای خونه برام سنگین میشه…ممنون میشم اگه راهنماییم کنید
عالی بود
با نظر علی موافقم…………….وبلاگتون عالیه
من خیلی خیلی عصبی هستم مخصوصا چیزی مخالف میلم باشه حتی اگه کوچیک باشه و اکثرا هم چون نمیتونم تغییرش بدم با اولین کار اشتباه دخترم همه رو سر اون خالی می کنم و این بی اندازه ناراحتم می کنه و از ته دل میخام که عصبی نباشم داد نکشم و باعث ازار دخترم نباشم وقتی عصبانی میشم و سرش داد میزنم دستاش رو به سمتم میگیره و میگه نهههههه خواهش می کنم و این عذاب وجدان وقتایی که عصبی نیستم ازارم میده و اشکم و درمیاره هربار به خودم قول میدم کنترل بیشتری داشته باشم اما دخترم از عمد کارهایی می کنه تا صبرم تموم بشه یک هفته ای میشه با شمردن تا ده به هردومون فرصت میدم به اون فرصت ترک کار بد و به خودم فرصت فرار کردن از خشم خداروشکر بد نبوده اما واقعا عصبی هستم مخصوصا نزدیک به عادت ماهانه ام بارها خواستم به مشاور مراجعه کنم اما می ترسم بعد از گفتن اینکه بچم رو کتک می زنم کسی ازم بگیرتش یا خدایی نکرده یه روز همسرم با مراجعه به دکتر حضانتش رو بگیره که زندگی بدون دخترم یعنی مرگ .
توروخدا یه راهی پیش پام بذارید منتظر ایمیلتون هستم
سلام
ایده ی شمارش تا 10 خوبه، کمی هم میتونید به مرور زمان بیشترش کنید.
عصبی بودن در اوقات نزدیک به عادت ماهانه طبیعیه ولی حتما به مشاور خوب و مجرب مراجعه کنید، کسی فرزند شما را ازتون نخواهد گرفت ولی به شما کمک میکنند تا بهتر و سریعتر بتونید بر عصبانیت خودتون غلبه کنید و از عذاب وجدانی که دارید آزاد بشید.
براتون آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.
سلام من از اینکه ما مانم بین فرزندانش فرق جویی میکند به شدت عصبانی میشوم در صورتی که قبلا اگرهم فرق جویی میکرده عصبانی نمیشدم
سلام
سلام من از اینکه مامانم بین فرزندانش فرق جویی میکند به شدت عصبانی میشوم باید چه کاری انجام بدم میخوام اهمیت ندهم که مامانم فرق جویی میکند ولی نمیتونم
سلام . 10 روشی که بیان شده میتونه تآثیر داشته باشه روشهای خوبی هستش .
من جدیدن خیلی عصبی شدم جوری که رفتارم تحاجمی شده و سریعن صدام و میبرم بالا خیلب گوشه گیر شدم ساکت شدم همش ذهنم درگیره نمیدونم باید چی کار کنم واقعا دارم رنج میکشم .
من رو اطرافیانم خیلی عصبیم میکنن اما میگن از1تا10 بشمری هم خوبه
خوب بود
من یکی رودوست دارم ولی اون بهم میگه دوسم ندارل فقط واسه اینکه تنهانباشه دارل تحملم میکنه…من همیشه منتشومیکشم واون هم دلره به رفتارش ادامه میده،تایه بحث میشه میگه برومن که نمیخوام باشی…واقعادارم دیوونه میشم
من در خانه عذاب خیلی می کشم خیلی من از ناراحتی زیاد قلب درد گرفتم ای کاش اصلا نمی تونم حرف بزنم اخه خیلی قلبم درد می کنه
من 1ساله ازدواج کردم تو این 1سال صدبار با شوهرم دعوا کردم همشم مقصر خودم بودم وقتی در حالت عادی ارومم به کارایی که میکنم فکر میکنم میبینم عصبانیتای من چقد احمقانست.بیچاره شوهرم خیلی داره عذاب میکشه طوری که ناراحتی قلبی پیدا کرده خیلی کوتاه میاد خیلی دوسم داره منم همیطور ولی با گوچکترین مشکل کنترل خودم رو از دست میدم مث ی بمب منفجر میشم تا الان هم 2بار دست به خودکشی زدم که این خودکشی بیشتر ازارش داده بیشتر راهنمایی کنید چیکار باید بکنم زندگیم به خاطر این عصبانیت لعنتیم داره از هم میپاشه
سلام
توصیه میکنم حتما پیش مشاور با تجربه برید تا این مساله به صورت ریشه ای حل بشه.
سلام . من هم خیلی عصبانی میشم و خیلی زود هم اروم میشم ولی چه فایده در حین عصبانیت رفتارو انجام میدم یا حرفاییو میزنم که بعدش خودم شرمنده میشم ?
سلام
من بعد از اینکه فرزندی به دنیا آوردم عصبی شدم وبا گذشت یک سال ونیم هنوز به اعصابم مسلط نشدم حتی با بچه ی کوچکم نمیتونم رابطه خوبی برقرار کنم البته با شوهرم در هیچ زمینه ای تفاهم ندارم چون فقط از روی دوست داشتن ازدواج کردیم دوست ندارم عصبانیت های من موجب از دست دادن همسر و فرزندم بشه خواهش میکنم راهنماییم کنید ممنون میشم
با سلام.اگر به مشکلات زندگی به عنوان یک فرصت نگاه کنی آرام میشی
منم خیلی عصبی شدم.دوتا بچه دارمو 24 سالمه.همش ناراحتو مضطربم.دلیلشم کارای شوهرمه.با ندونم کاریاش زندگیمونو نابود کرده.دیگه هیچی از زندگیم نمیفهمم.همش دعوا همش حرصو جوش. واقعا خسته شدم
از شدت عصبانیت کارم به خود زنی کشیده دلم واسه بچه هام میسوزم.خودمو یه زن بی پناه میدونم.هیچ امیدی به اینده ندارم. اعتقاداتم ضعیف شده. کارم از افسردگی گذشته .داره به جنون میرسه.گاهی وقتا از خودم میترسم.
۱۶سالمه خیلی زود عصبی میشم و اگ ۸۰٪ تقصیر منه باقیش مال مامان و بابامه دخالتای اضافی تو زندگیم دارن و نمیخوان قبول کنن باید استقلال داشته باشم و مامانم داعم تحت هر شرایطی سرزنشم میکنه تا داد و قال راه نندازم دست بردار نیست بنظرتون چیکار کنم؟ واقا دوست ندارم ب بزرگترم بی احترامی کنم
اعصابمو بدجور بهم میریزن
ایمیل ندارم چطوری پاسخمو دریافت کنم؟
کمـــــــــــــــک لطفااااااااااااااااااا
سلام؛من چند مدتی هست( یک ساله)که روی عصبانیتم کترل بیشتری دارم و وقتی عصبانی میشم سعی میکنم فورا دلیل عصبانیت رو پیدا کنم یا اینکه از دست چه کسی عصبانی هستم و او چه مقامی نزد من داره مثلا مادر،پدر،خواهر و…که سعی میکنم در اینجور مواقع کارهای مثبت طرف مقابلم را به ذهنم بیاورم و این ۱۰روش بسیار کار ساز هست باور کنید اگه بهش عمل کنید بی نتیجه نخواهد بود؛باورکنید اگر عصبانیت خود را کنترل کنید زندگی را بسیار زیباتر می بینید(از نویسنده تشکر میکنم به خاطرمطالب مفیدشان،ممنونم)
سلام؛من چند مدتی هست(یک ساله)که رو عصبانیتم کنترل بیشتری پیدا کردم بطوری که وقتی عصبانی هستم فورا دنبال دلیل عصبانیت هستم یا به کسی که در مقابلم هست و مقام او نزد خودم فکرمیکنم(این روش بیشتر برای خانوادمه)باورکنید این ۱۰روش رو اگه عملی کنید کار ساز هست و با کنترل عصبانیت خود،زندگی را جور دیگری خواهید دید(از نویسنده به خاطر مطالب مفیدشان تشکر میکنم)
من با داداشم مشکل دارم همش منو اذیتم میکنم بعد دیگه عصبی میشم خودمو نمیتونم کنترل کنم بعد میزنمش لطفا کمک کن
سلام. منم مانند اونای دیگه نمی تونستم اخلاقم رو کنترل کنم ولی وقتی این چیزایی که تو نوشتی رو خوندم حالا دیگه هم می تونم عصبانیتمو کنترل کنم هم استرسمو. ازت ممنونم که این مطالب قشنگ رو نوشتی.
سلام وقت بخیر من گاهی اوقات واقعا عصبانی میشم البته از دوران مجردیم من این رفتار را داشتم الان هم با این که ازدواج کردم و یک بچه یک ساله هم دارم این رفتارها را درم بیشتر اوقات به خاطر رفتارها و کارهایی شوهرم میکنه باهاش بحث شدیدی میکنم حتی با بچم که هیچی نمیفهمه مامانم میگه بیچاره شوهرت که تو را تحمل میکنه و کلی هم سرم منت میگذاره که من برات چیکار کردم نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید
با سلام
در این مورد بهتر است با روانشانس باتجربه مشاوره کنید تا مشکل ریشه یابی و برطرف شود.
سلام من دوتا پسر دوقلو دارم خیلی شیطونن خیلی زود عصبی میشن شوهرم همش باهام دعوا میکنه میگه خیلی بد رفتار میکنی من باید چیکار کنم خواهش میکنم کمکم کنید
سلام.من همیشه در محل کارم عصبانی میشم بیشتر مواقع هم این دیگران هستند که کارشون ایراد داره ولی من چون من لحن بد و عصبانی دارم این منم که در آخر مقصرم و همه به مدیر ارشد از لحن گفتار من شکایت میکنن.لطفا کمکم کنید
خانواده خیلی سخت گیره نمیزارن برم ورزش نمیزارن برم قدم بزن..همش توخونه ام..مداد عصبی هستم.باهیچ کسی سازاگاری ندارم
سلام
از وقتی پدر بزرگوارم ما رو تنها گذاشتند خواهرانم مثل گذشته بمن اهمیت نمیدهند
بقولی همه بفکر خودشون هستند و مادرمون. شده عین دوره آخر الزمان
هر کسی زورش بیشتره فقط خودش و نجات میده
سر کوچکترین موضوع عصبانی میشم و مجبور میشم از جمع دوری کنم همیشه منزوی هستم بااینکه میدونن اشتباه از جانب من نیست اما همیشه بخاطر بداخلاقیم منو تنها میذارن
لطفا منو راهنمایی کنید
سپاس
سلام من يه دختري هستم ٣٣ ساله مجرد تقريبا ٥ سال مستقل زندكي كردم حال كه برگشتم البته ١ هفتست رفتارشون دوباره مثل بچگيمه نمي تونن باهام كنار بيان كار كردم دستم تو جيب خودمه ولي درك نمي كنن عصبيم مي كنن احترام نميزارن به استقلالم چيكارشون كنم
دوستي ندارم جون دوست ندارم من دوستي داشته باشم مامانم همش دعا مي كنه من هيج دوستي نداشته باشم و مستجاب ميشه
دعا ميكنه كارم نزديكه خونه خودمون بياد به دليلاي مسخره بيكار ميشم ميدونم خنده داره چيكار كنم دارم ديوونه مي شم
سلام
دست شما درد نکنه بابت این مطلب
من مشکلاتم بچگانس
۱۶ سالمه یه برادر دارم خیلی مشکل داره همش دروع همش کارای بد
وقتی دعوامون میشه خودم و خانوادم میدونن حق با منه
ولی یه کارای میکنه من عصبانی میشم و دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم و یه جورایی ورق به نفع اون بر میگرده
مثلا هی در رابطه با کاری که میکنه میخوام به مادرم توضیح بدم بعد جنگ روانی راه میندازه و هی حرفمو قطع میکنه و اجازه حرف زدن نمیده همین اعصابمو خورد میکنه
بعد اینقد اینو تو خودم رشد میدم که نابود میشم،پرخاشگر میشم،آخرش همه چی به نفع اون میشه و انگار من مقصر بودم
خودم مشکلم رو فهمیدم همینه که میدونم حق با خودمه ولی جنگ روانی که راه میندازه رو نمیتونم هضم کنم و رشدش میدم و اذیت میشم
ازتون خواهشا درخواست دارم که کمکم کنید
منو کمکم کنید که این مشکلو حل کنم
سلام من ۲۹ سالمه و۲ تا بچه دارم خیلی زود ناراحت وعصبی میشم ودائم باشوهرم به خاطر رفتارهای خانواداش بحثمون میشه
بگید من چطوری میتونم به رفتارهای دیگران بیتفاوت بشم اینقدر ناراحت نشم
چون شما خودت رو باور نداری تو زندگی فقط فرد مورد نظر بلکه خودم ادم از همه مهم تره اول خودت دوم خودت سوم خودت
منم چندوقته خیلی عصبی شدم ومدام به هرچیزی که مطابق میلم نباشه واکنش نشون میدم.حتی مامانمو ناراحت میکنم فوری عذاب وجدان میگیرم.دیگه خسته شدم ازاینهمه عصبی وبی حوصلگی
سلام من دختری ۱۶ ساله هستم مامانو بابام خیلی رو مخم کار میکنم هی سرزنشم میکنن منم عصبانی میشم نمیخوام مامانو بابامو نارحت کنم کمکم کنید
خيلى عالى بود
بخشيدن بهترين تكنيك هستش
خيلى ممنون
سلام .من بعضی وقت ها خیلی ناراحت میشوم آن قدر ناراحت میشوم که هیچ یادم نمی آید که از چی طریق خودرا هرام کنم .
ناراحتی من هم در شرایت بیشتر میشود که کسی بالای حرف من حرف بزند یانی من مصروف کاری باشم یکی بیاید بالایی کار من ایراد بگیرد من دیگه کنترل خودرا از دست میدهم هرچه در زبانم بیاد میگم .بعد از چند لحظه که آرام میشود خودرا ملامت میکنم .لطفا راه چاره اش چیست .
سلام.من امسال امتحان نهایی دارم.ولی خانواده مدام منو اذیت میکنن و خواهر و برادرم تا میبینند که من کار دیگه ای به جز درس خوندن میکنم به مامانم میگن و مامانم بی توجه به دلیلی که من برای کارم میارم منو دعوا میکنه منم خیلی عصبانی میشم و کنترلمو از دست میدم و میرم تو اتاقم و محکم درو میکوبم و بعد از شدت خشم بدون اینکت کنترلم دست خودم باشه یه چیزیو گاز میگیرم و حتی گاهی اوقات میخوام به خودم آسیب بزنم اما جلوی خودمو میگیرم!متاسفانه خانواده منو درک نمیکنن و من خیلی عصبانی میشم و این باعث میشه که نتونم روی درسام تمرکز کنم!لطفا کمکم کنید با تشکر*
ما داشتیم شمال میرفتیم اما عمم مانع شد منم الان انقد عصبانیم دوست دارم_________کاری بکنم که نباید بکنم
نمیدونم چرا دست خودم نیست اگه گوشیم گم بشه سر اینو اون داد میزنم قهر میکنم ولی بعد میفهمم تو جیبمه داداشم بچست منو اذیت میکنه منم دستم خودش میره و داداشم رو میزنم بعدم داداشم گریه میکنه منم میرم گریه میکنم لطفا کمکم کنید خواهش ????
سلام.خسته نباشید.ممنون از مطالب مفیدتون ولی من واقعا نمیتونم هیچکدوم از مواردی که ذکر کردید رو درک کنم.نمیدونم چرا.خیلی عصبیم.وقتی عصبی میشم حتی دسترو طرف مقابلم بلند میکنم و بعد از ده دقیقه که طرف مقابلمو از خودم روندم و یا باعث ناراحتیش شدم,از خودم متنفر میشم.حتی پدر و مادرم که یک حرف بهم میزنن زود سرشون داد میکشم.مادرم قلبش چندین بار درد گرفته,من اینو میدونم ولی موقع عصبانیتم همه چیزو نادید میگیرم,من عاشق مادرم هستم و فکر نبودش دیوونم میکنه.بعد از دعوا و مرافه ای که راه میندازم,مثل یه حیوون پشیمون میشم و دوس دارم بمیرم,از طرفی غرور دارم و…. توی تنهاییام فکرمیکنم کاش بتونم همیشه با لبخند جواب طرف مقابلم رو بدم,ولی باور کنید نمیشه.خدا کنه زودتر بمیرم که انقدرررر باعث ناراحتیه مادرم نشم.توروخدا کمکم کنید.خواهش میکنم
سلام دوستان عزیزمن خیلی حساس به خانواده شدم وخیلی هم زود رنج هستم باکوچکترین چیزهم ناراحت میشم کمکم کنید ممنون میشم
سلام
من یه دختر۱۷ساله هستم که یه مدته احساس میکنم اعصابم خیلی ضعیف شده وبا کوچکترین مسئله بهم میریزم!متاسفانه نمیتونم با خانوادم درددل کنم وبرای همین مجبورم تمام مشکلاتمو خودم تحمل کنم!با خانوادم مخصوصا مادرم وخواهرم خیلی بحث میکنم وگاهی کار به دعوا وقهر میکشه!اکثر اوقات تو اتاقم تنهام!تاحالا دوبار خودکشی کردم والان هم مدام به خودکشی فکر میکنم!تازگی هم با پسری آشنا شدم وفکر میکنم اگر فرار کنم هم برای من بهتره وهم برای خانوادم!(از روی تنهایی مجبور شدم به دوستی اون پسر روی بیارم)
خواهش میکنم کمکم کنید دیگه واقعا خسته شدم ونمیدونم باید چیکارکنم!!!لطفا جواب رو به ایمیلم بزنید خیلی ممنونم
همسرم آدم شوخ طبعی هستش ولی آدمی هست که سره هر مساله ایی هی موضوع رو تکرار میکنه اگه یک موضوعی رو برای بار دوم سوال کنم از کوره در میره و عصبی میشه و همون لحظه حالت عادی میگیره و توقع داره که نباید ناراحت بشم حتی بابت عصبی شدن الکیش ازم عذرخواهی نمیکنه حتی میبینه ناراحتم ولی هیچ کاری نمیکنه و خیلی مسایل ریز از همین قبیل میشه راهنمایی کنید چه نوع رفتاری نشون باید بدم؟ممنونم
من در موقع عصبانیت نمیدانم چه کاری انجام میدهم حرکاتی زننده مانند دعوا یا فحاشی میکنم ولی در اصل آدم درون گرایی هستم و مشکل هارا با خود در میان گذاشته و حل میکنم?
سلام من آدم آرومی هستم ولی حرف زور به کتم نمیره و تا تونستم به همه کمک کردم ولی با کوچکترین ندانم کاری طرف مقابل زود عصبی میشم و کنترل خودم را از دست میدم میخوام عصبی نشم بیزحمت کمکم کنید
سلام منم خيلي عصبي هستم از مادرم ميخواد كه من بميرم هروقت كه ميرم پيشش سرم داد ميكشه پرخاش گري ميكنه ديوانه ام كرده همش به من ميگه تو در خانه هيچ كاري نميكني كمك كنيد
سلام در پاسخ به سارا
سارا خانوم شما باید حتما به روانپزشک مراجعه کنید .اخه همه ی این علایمی ک میگید برادر من داره و الان داره دارو مصرف میکنه باید فقط و فقط خودتون به خودتون کمک کنید .این مشکل حاد تر از عصبانیت به این اختلال دو قطبی میگن بیشتر در مورد این اختلال تحقیق کنید
من ۲۵ سال سن دارم دیروز وقتی خواهرم اومد تو اتاقم در مورد یه مساله ایی با من حرف بزنه چون منو خیلی عصبانی کرد زدمش بهش گفتم عصبانیم نکن اما اون به کارش ادامه داد و بعد داداش بزرگم اومد واسه دعوا بعد جدامون کردن و بعدش یه قمه برداشتم اصلا نمیدونستم داشتم چیکار می کردم نزدیک بود دادش کوچیکمو با قمه بزنم اصلا احساس دیوونگی میکردم داارم دیونه میشم خیلی وقته که افسردم و منزویم و گوشه گیر تقریبا بعد از دیپلم گرفتم افسردگیم و گوشه گیریم خیلی شده که این اواخر سالی یکی دو بار شده ضعف اعصاب شدیدی دارم اصلا دوست ندارم و نداشتم به کسی صدمه بزنم همش آرزو میکنم کاش بمیرم لطفا کمکم کنین
با سلام
در چنین مواردی به یک درمانگر به عنوان مشاور و احتمالا تجویز دارو برای کمک به روند درمان نیاز است.
سلام من چند وقته خیلی حساس شدم و از کوچکترین چیزهاناراحت میشم ممنون میشم کمکم کنید
سلام من تو يه شرايط بد قرار دارم سنى هم ندارم هم داداش هم پدر مو از دست دادم هميشه تو خونه ما دعوا هست از صبح تا شب واقعا به آرامش ابدى نياز دارم عصاب گرفتم از بس دعوا ميکنن فکرايى بدى من به سرم ميزنه چيکار کنم لطفن راهنمايى کنيد به محبت نياز دارم انگار همه تو اين دنيا فقط به خاطر پول مى جنگن هيچکى به خاطر عشق محبت دعوا نميکنه
سلام منم سه سال میشه عروسی کردم یه پیر یک ونیم ساله هم دارم مجرد هم که بودم مثل علان خیلی زود عصبانی میشم هر چی از دهنم میاد بیرون میگم لطفاً کمکم کنید
سلام من خیلی ا عصبانی مشم به خاطراینکه روی رفتار خانوادم حساسم حوصله حرف زدن با هیچکدام ندارم همیشه تو ذهنم با خودم دعوا میکنم بدون اینکه بخواهم
میشه راهنمایم کنید
سلام.من توی بچگی آدم خیلی خیلی آرومی بودم ولی ازسن بلوغ به بعدبینهایت عصبی وپرخاشگرشدم طوری که رابطم بامادرم که ازهمه بیشتردوسش داشتم برای همیشه خراب شد.هنوزدبیرستانم تموم نشده بودکه توی یه ازدواج ناخواسته قرارگرفتم وبعدازیک سال نامزدی که ازبدترین روزهای زندگیم بودبه زندگی مشترک ختم شدوبعدازیکی دوماه بانهایت رضایت قلبی طلاق گرفتم.بعدازطلاق اتفاقهای خیلی خیلی بدتری برای خودم وخونوادم افتادکه روحیموبه کل نابودکرد.تااینکه به فکرازدواج مجددافتادم والانم دارم باهمسرم ودخترم که خیلیم دوسشون دارم زندگی میکنم ولی همیشه تأثیرات گذشته روی زندگیموبه وضوح توی روحیم میبینم.همیشه احساس گناه میکنم ازخودم متنفرم ازسرنوشتی که خودم وخونوادم داشتیم بدم میادچون اتفاقات خیلی بدی توی زندگیمون افتاد…همیشه فکرمیکردم اگه باکسی که بهش علاقه دارم ازدواج کنم احتمال داره که عصبانیتم وعصبی بودنم کم شه اماخیلیم بیشترشده اونقدرکه دختر۵سالم توی همین سن عصبیه وپرخاشگره که خودمم میدونم تأثیرات اخلاق خودمه اماکسی منونمیبره پیش روانشناس کسی به فکربهترشدنم نیست ومن فقط ازآینده ی دخترم میترسم که مثل من بشه چون واقعادارم عذاب میکشم.شوهرم دوسم داره ولی به هیچ وجه منونمیبره پیش یه روانشناس که حالموبهترکنه.میگه خودت میتونی به خودت مسلط شی امابخدانمیتونم بعضی وقتااونقددخترموکتک میزنم که دوس دارم خودمو بکشم…اگه میشه راهنماییم کنید
سلام
مطالعهی کتاب “ماندن در وضعیت آخر” رو به شما پیشنهاد میکنم.
سلام من یه دختر یک ونیم ساله دارم وقتی گریه و بهونه گیری میکنه زود از کوره در میرم و سرش داد میزنم و بعضی وقتاهم کتکش میزنم وخیلی زود هم پشیمون میشم .
سلام وقتی من فوتبال میبینم تیم مورد علاقم میبازه خیلی عصابم خرتب میشه
لطفا مرا کمک کنید
سلام از بچگی پدرمعتاد داشتم که همیشه مارو ازار میداد حالا بماند که قبل مرگش خیلی خوب شده بود بعد برادرم اعتیاد پیداکرده بود خیلی اذیتمون میکرد هی ماروتهدید میکرد که زنده زنده اتیشتون میزنم تا صبح چشام رو هم نمیرفت همه شیشه های اتاق رو میشکست جوری که ما روشیشه ها میخوابیدیم . از شدت این همه مشکلات یک بار خود کشی کردم با قرص سه هفته تو کما بودم از اون روز به بعد وقتی عصبی میشم دست هام شدید می لرزن و از شدت ناراحتی همش تو صورت خودم میزنم جوری که همه صورتم کبود میشه .ازبچکی به دلایل اعتیاد پدرم دوست داشتم فرار کنم همیشه فرار تو سرم بود .الان سه سالی هست ازدواج کردم با کسی که دوستش دارم خیلی دوستم داره اما مادرش خیلی اذیتم میکنه همسرم نمی دونه من تو زندگیم سختی کشیدم دوبار با مادرش که دعوا کردم حرف زور میزد کنترلم از دست دادم وخودمو زدم همش کاری میکنه که عصبیم کنه .این روزها همش دوست دارم سرش بزنم تو دیوار یا دستش بزارم تو برق واقعا نمی دونم دیوانم یا دیوانم کرده . همیشه با خودم درحال حرف زدنم .البته بگم من خیلی دختر ارومی بودم بیش از حد اروم کمکم کنید
سلام
شما حتما به کمک یک درمانگر نیاز دارید تا خاطرات بد گذشته در وجودتون التیام پیدا کنه و باهاش کنار بیایید.
سلام، من ۳۱ ساله هستم ۵ ساله جدا شدم و یه دختر ۸ ساله دارم که حضانتش با خودمه و دوتایی زندگی می کنیم. نمیدونم از اول اینجوری بودم یا الان اینجوری شدم. همیشه عصبانیم. همیشه غمگینم. این رفتارا زمانی که توی خونه هستم با دخترم یا تنهام بیشتر نمود پیدا می کنه. هرچیزی اعصابمو میریزه بهم. دخترم خیلی راحت عصبیم می کنه.
گاهی با فحش دادن یا گاهی با دعوا کردن تموم میشه گاهی هم انقد عصبانیم می کنه که کتکش میزنم بعضی وقتا هم برای اینکه اونو نزنم خودمو می زنم. اما بیشتر اوقات بعدش که به موضوع عصبانیتم فکر می کنم میبینیم چقد بیخود عصبانی شدم. دخترم همیشه خیلی بامن مهربونه ولی من متاسفانه نه. خیلی از خودم ناراحتم. همش می ترسم دخترم ازم متنفر بشه خیلی کم اتفاق می افته کتکش بزنم اما تقریبا همیشه باهاش دعوا دارم وبدخلقی می کنم.کلا مامان مهربونی نیستم وخیلی بهش سخت میگیرم
خواهش می کنم کمکم کنید یکی دوبار رفتم مشاوره ولی جوابی نگرفتم نمیدونم شاید چون ادامه ندادم. واقعا هزینه های مدام مشاوره رفتن بالاس
لطفا کمکم کنید. دخترم باارزشترینه برام و بدترین رفتارو به نظر خودم دارم
یه مدتی هس که خیلی زود عصبی میشم و از کوره در میرم …. به خیلیا یه حرفایی زدم که واقعن فکرمو مشغول کرده اصلا تمرکز ندارم همش به حرفایی که بهشون زدم فکر میکنم:{
سحر منم مشکلات تو رو دارم خیلی فکرمو درگیر کرده طوری که خیلی از اطرافیانم بهم گفتن …..
من۱۴سال دارم ومدام بامادرم وحتی باخوهرم هم دعوادارم وجیغ میکشم حرف های بدنیزنم خسته شدم چیکارکنم کمکم کنید؟
خیلی خسته م .طلاق گرفتم و دختر ی سالم رو ۴ ساله کردم.این شوهرم باهاش راه نیومد و دوباره جداشدیم. بعد نه ماه اصرار کردنش دوباره عقد کردیم.الان ی دختر یک ساله دارم ولی خییییلی داغونم .همش میزنم تو سر دختر اولم و وقت دعوا با شوهرم تو سرو صورت خودم کشیده میزنم .از کودکی اینکارومیکروم ولی هرروز داره بیشتر میشه و دلم برای دختر اولم میسوزه چون اون هیچ گناهی نداشت ک روزگارم اینجور شده وروبرمخبوم باهاش هنوزم خوب نیس.توروخدا کمکم کنین .ب شوهرم اصرار میکنم بریم مشاوره یا منو ببر دکتر .. میگه باید خودت خودتو درست کنی .هیچ کس نمیتونه کمک کنه.نگران دختر ۹ ساله مم ک هرروز شاهد جیغم و…منه
با سلام وقدر دانی از راهنمایی شما
من با کوچکترین رفتاردیگران که از نظر من منفی است خیلی ناراحت و عصبانی میشم طوریکه اون لحظه یا سکوت میکنم وبعد به گریه شدید تبدیل میشه یا عکس العمل نشون میدم وبعدش پشیمون وکلی خودمرو سرزنش میکنم یا بابت اون رفتار منفی حرص میخورم که چرا راهکار معقولی ارائه ندادم تا طرف رفتارشو اصلاح کنه خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید تا از این جنگ اعصاب رهایی یابم
دلم لک زده برای ارامش
نگار ارامش کوله بارشو جمع کرده ?
سلام غزال هستم ٢١سال دارم وقتي با شوهرم بحثم ميشه سره هررررررچيزي فوري ساك جمع ميكنم كه برم وواقعا اون لحظه كنترلم دست خودم نيست
تروخدااااااااا كمكم كنيد
أيا اين ميتونه مشگل اعصاب باشه؟؟؟؟
من زیاد و پی در پی عصابانی میشم لز دست همسرم و حرفها و کارهای جبران ناپذیری میکنم و فقط خودم و رایطمو دارم ازبین میبرم
سلام لیدا هستم
من وقتی دخترم حرفم روگوش نمیده با دو بار گفتن عصبانی میشم و پرخاشگری میکنم بعضی وقتا هم میزنمش یا با حرفهام حسابی خوردش میکنم وبعد عذاب وجدان میگیرم لطفا راهنمایی کنید.
خیلی داغونم کلا۱۸سالمه ولی امروز انقد داد زدم گلوم درد میکنه اصلا نا ندارم حالم بده خیلی عصبیممیخواستم با چاقو نامزدموبزنمش ولی مامانم نزاشت
سلام.لطفا کمکم کنید .حدود یه سال پیش توی خونه بابام بازن داداشم دعوام شد همه منو مخصرمیدونن.خیلی ا زخونواده خودعصبانیم.همهش توبچه ها فرق میزارن .خونواده شوهر م خیلی باهام خوبن.الان به تازگی خواهرم باهام مشکل پیدا کرد همش سر هرچیز ی که دعوامیشه من مخصرم.دیگه از خونوادهام خسته شدم یه مدت رابطه خودم باهاشون قطع کردم
سلام.لطفا کمکم کنید .حدود یه سال پیش توی خونه بابام بازن داداشم دعوام شد همه منو مخصرمیدونن.خیلی ا زخونواده خودعصبانیم.همهش توبچه ها فرق میزارن .خونواده شوهر م خیلی باهام خوبن.الان به تازگی خواهرم باهام مشکل پیدا کرد همش سر هرچیز ی که دعوامیشه من مخصرمی کنن.دیگه از خونوادهام خسته شدم یه مدت رابطه خودم باهاشون قطع کردم بعد چند ماه دوباره رفت امد کردم ولی اصلا روی خوش باها شون ندارم دیگه دارم خسته میشم نمی دونم چی کارکنم
سلام…من ۲۳ سالم هست و با همسرم و پسر ۳ ساله ام زندگی میکنم این اواخر به خاطر دور اومدن همسرم از سر کار خیلی زود عصبی میشم..حتی هر شب جلوی پسرم دعوا میکنیم..اخه دیگه نمیکشم..اخه ساعت دوازده شب هم زمان واسه خونه اومدنه؟ واقعا عصبی شدم بی احترامی میکنم تو شهری هم هستم ک از خونوادم خیلی دورم و صبح تا شب توی خونه هستم اگر هم حرفی یا اعتراضی بکنم میگه تو فقط بی احترامی میکنی و اصلا من فقط واسه بی احترامی کردن تو دور میام خونه این حرفو ک میزنه دیوونه میشم…خیلی خسته شدم خیلی ادم عصبی شدم ..خیلی پیش اومده بخوام عصبی نشم بی احترامی نکنم نمیشه خیلی بد قوله حتی ظهر ها هم نمیاد خونه ..خواهش میکنم این یه سایت هست کسی ک میتونه جوابمو بده و راهنماییم کنه..
با تشکر
من خاک بر سر هم مدام سر پسرم داد میزنم یه وقتا با حال خیلی زد جیغ جیغ میکنم و خیلی داد میزنم.بعد تا چند روز ازش عذر خواهی میکنم و عذاب وجدان دارم و کابوس میبینم.
نمیخام اینجوری باشم مدام به خودم قول میدم
ولی نمیشه
باید خودمونو درمان کنیم تا بچه هامون آسیب نبینن
سلام
شما ابتدا نیاز دارید تا خودتون رو ببخشید. اینکه خودتون رو با عباراتی مثل “من خاک بر سر” خطاب میکنید ناخودآگاه باعث کاهش عزت نفس در شما میشه و مسیر رو سخت تر خواهد کرد.
اول با خودتون آشتی کنید و بعد در خصوص مسایلی که شما رو عصبانی میکنند با پسرتون صحبت کنید و سعی کنید در خودتون علت این عصبانیت رو ریشه یابی کنید.
سلام خسته نباشید
من خیلی خیلی زود عصبانی میشم و دلیل عصبانی شدنم اینه حرفی که به دلم نباشه یا اینکه کار اشتباهی رو که انجام میدم مدام سرزنشم میکنن درحالی که خودشون میگن نصیحت اما اینطور نیست و بعد از عصبانیتم دوس ندارم با هیچ احدی صحبت کنم و فقط تنها کاری که میکنم مدام گریه میکنم که خودمم میدونم بدترین کار رو انجام میدم ولی هر چی میگم چکار کنم نمیتونم کاری بکنم.
خواهش میکنم بگید چکار کنم شاید یکی از حرفای شما برام تاثیر داشت چون مدام میترسم این عصبانیتم به زندگی مشترکم لطمه وارد کنه و همسرم ازم دور بشه
سلام من یک پسر ۴ساله دارم که خیلی شرو بلای خیلی اذیت میکنه خراب کاری میکنی جوابمو پس میده وفوش های که من تو عصبانیت میدمو به خودم میده ومنم کنترلمو از دست میدمو همش کتکش میزنم وبعد از کاری که کردم پشیمون میشم لطفا راهنمایی کنین
من اينقدر حساس و زودرنج هستم ك كوچك ترين حرف ر رفتار از جانب كسي ناراحتم ميكنه و باعث پرخاشگري ميشع اين باعث شده همه ازم فاصله گرفتن احساس ميكنم ادم خيلي بدي شدم دسته خودم نيس كمكم كنيد لطفا?
من باشوهر جدیدن پرخاشگرشدم عصبانی میشم دادوبیدادراه میندازم خسته شدم ازعصبانیت های بی دلیلم کمکم کنید؟نمیدونم چیکارکنم
شما میتونی خودتو کنترل کنی و احساست غلبه کنی ببین از نظرمن باید بخوای تا بتونی واگرن امکان پذیر نیست
من خیلی زودعصبی میشم مخصوصاباپسرم خیلی رفتاربدی دارم جدیداباشوهرمم خیلی بدرفتارمیکنم ولی بابقیه اطرافیانم هیچ مشکلی ندارم هرچیم اونابهم میگن چیزی نمیگم ولی عوضش باشوهرم حسابی دعوامیکنم
سلام من خیلی وقته که بی دلیل با هر چیز کوچیکی سر نامزدم ک خیلی عاشقشم قاطی میکنم بیچاره همیشع کوتاه میاد واقعا خستع شدم از این اوضاع حتی یه کلمه هم میگه کفرم در میاد میپرم بهش نمیدونم چیکار کنم زندگیو به خودم و اون زهر مار کردم لطفا اگع میتونید راهنماییم کنید
با سلام و درود.من هم با برادرم خوب تا نمیکنم ولی چه میشه کرد باید تحمل کرد بار ها شده به خاطرش تا مرز جنون برم ولی هر با دلم نمیاد نه دست روش بلند کنم نه بهش حرف بزنم . کلا همنشینی با دوست بد اینطوریش کرده منم یه چند روز باهاش مدارا کردمو محلش نذاشتم خودش اومدو گفت غلط کردم منو ببخش اخه اگه من به کسی محل نزارم یعنی اصلا حضور اون فردو نه حس میکنم و نه میبینم
سلام
من 27 سالمه و همسرم 39 سالشه چند ماهه که جدا زندگی میکنیم اصلا دوستش ندارم و وکالت طلاق بهش دادم ولی جدا نمیشه از من و همش با اس ام اسایی که میده بهم عذاب میکشم چند ماهه پیش تصادف کردم با ماشین برادرم ضرره سنگینی دادم و هنوزم ماشینه برادرم توی پارکینگه و پول ندارم که ترخیصش کنم و چند ماهه بیکارم اعصابم خیلی خورده همش قرص الپرازولام میخورم احساس میکنم که ادمه بدرد نخورییم تا حالا چند بار خواستم خودکشی کنم ولی بخاطر عواقبش که برای خانواده ام رقم میخوره میترسم
من هیچ امیدی به زندگیم ندارم
تورو خدا بگید چجوری از این منجلاب در بیام
سلام
شما باید از یک درمانگر کمک بگیرید تا بتونن به صورت کامل شما رو راهنمایی کنند و انشالله روند زندگیتون از این وضع خارج بشه و به روند مثبت تغییر کنه.
سلام من بعضی وقت ها اعصبانی میشوم و میزنم لطفا مطالبی در این مورد بنویسید
با تشکر
با سلام واحترام
به نظرم ادم باید خودشو کنترل کنه ولی چجوری؟ الان میگم
چند دقیقه پیش یکی سرم داد زد ومنم ساکت شدم وچیزی نگفتم
الان فکر میکنید چقدر ادم ریلکسی هستم ولی من ادم خیلی عصبانی بودم والان اخلاقم بهتر شده وروز به روز بیشتر پیشرفت میکنم.
ولی همین جوری خود به خود درست نمیشه.
قبلا که هر گاه عصبانی میشدم داد وفریاد راه می انداختم وپشیمون میشدم وناراحت میشدم
ولی کم کم شروع کردم به فکر کردن واز تجربیات سابق (پشیمانی بعد از عصبانی ) و با خواندن احادیث اهل بیت ع که در کتابهای معتبر اومده درباره ی عصابانیت واثار دنیوی واخروی ان وپاداش خوش اخلاقی وصبر تصمیم گرفتم که عصبانیتو بزارم کنار وشکر خدا خیلی پیشرفت کردم با اینکه بازم بعضی اوقات عصبانی میشدم ولی کم کم قوی وقویتر شدم (به نظم اگه کسی سعی کنه درونشو درست کنه وبه خدا توکل کنه خدا حتمن کمکش میکنه ولی تصمیم جدی باید گرفته بشه)
خواستم تجربیات خودم رو برای شما بگم.
و با ارزوی موفقیت برای همه ی شما عزیزان
من واقعانمیدونم چیکارکنم خیلی عصبانیم اصلاحالم خوب نیست هرکاری میکنم بدترمیشه عاشق خانوادم هستم ولی باهاشون بدرفتاری میکنم مخصوصاباخواهرکوچیکم همه اعصبانیتموسراون خالی میکنم میدونم درست نیست گناه عذاب وجدان دارم ازخودم متنفرم هرچی اون بگه یاکاری کنه زودعصبی میشم خاک برسرمن بااین کارهام حتی خجالت میکشم بگم واقعاچرادلیل این همه عصبانیت چی هست خیلی ادمانرمالن ولی من نه
من جزءخوش اخلاق ترین ادمای اطرافم بودم.ولی جنگ و دعوای پدرومادرم باهمدیگه .مشکلات شدید خودم و ی شکست عشقی بزرگ منو قدم به قدم به سمت یک انسان خشمگین پرخاشگرعصبی برد.الان شدم یه ادم وحشی .حالم از خودم بهم میخوره.ولی جالب اینجاس ک من فقط و فقط از دست دو نفر عصبی میشم مادر و برادرم بخاطر اینکه بشدتتتتت بی منطق هستن .من هنوزم ادعا میکنم خوش اخلاقم.چرا ادمای دیگه عصبیم نمیکنن ؟ ولی خصوصا مادرم هر روز عصبیم میکنه هر روز دعوا جروبحث و فریاد و….
خیلی ناراحتم چون دوسشون دارم نمیخوام برنجونمشون ولی نمیشه ک نمیشه.وقتی از دست مادرم عصبی میشم معده درد میگیرم یا مچ درد و تا داد و فریاد نزنم خالی نمیشم.هر روزم بهش میگم نمیبخشمت چون تو منو روانی کردی…
واقعا نمیبخشمش…کاش میمردم خسته شدم از همه چی
دلیل همه ی بدخلقی ها از نظر من فقط نبود عشق در زندگی . ما اگه عاشق باشیم هیچ چیز نمی تونه از پا درمان بیاره
عشق به زندگی و بچه و شوهر باعث آرامش میشه و بس.
سلام من با شوهرم زیاد دعوا میکنم الان چهارساله نامزدم ولی اخلاق کند من باعث میشه باهم دعوا کنیم خیلی زود عصبانی میشم اخلاق و رفتارم خیلی بده تصمیم گرفتم آدم خوبی باشم مهربان باشم توروخدا کمکم کنین
من 24 سالم هس یه پسر 2 ساله دارم و یه دختر چهارماهه،شوهرم 38 سالشه خیلی دعوامون میشه خیلی زیاد،مشکل من اینکه نمیتونم صدامو کنترل کنم داد و فریاد میکنم هم با پسرم و هم شوهرم وقتهایی که پسرم کاربدی انجام میده و با سوهرم دعوام میشه،عذاب و جدان میگیریم شدید بعد از خشم و عصبانیتم،دوس دارم مامان و خوبی واسه بچهام باشم ولی همیشه عصبی هسم و داد میزنم تا یه کاری میکنه و میزنم،چیکار کنم توروخدا راهنماییم کنید
من خیلی زود عصبانی میشم اصن حوصله مادر شوهرمو ندارم همش رو مخم راه میره مادر شوهرم اینا با ما زندکی میکنن دیگ خسته شدم کم مونده از خونه بذارم برم و همه چیو تموم کنم
بچها سلام
از دید گاه من…
از وقتی که شروع به خود ارضایی کردم تموم احوالاتم به هم ریخت
قبل از اون خیلی بهتر وماجراجوتر پرحرف تر بودم ولی متاسفانه از سن پونزده سالگی
که این عمل رو شروع کردم وکلا اوضاع احوالم به هم ریخته شده
تورو خدا این کار رو کنار بگذارید اگه کسی دیگه هم انجام میده.
من که خودم کنارش نگذاشتم هنوز خخخخخ
آخه چجوری کنار بذارمش؟؟؟؟
نه جنس مخالفی هست!!
اگه هم هست هزینه داره که شامل ابرو پول وقت و…هزاران بدبختی دیگه میشه
خب پس نه میشه ترکش کرد ونه میشه ترکش نکرد…!!!
ونه میشه ازدواج کرد با این اوضاع خراب مالی و اقتصادی….
با سلام، چهار ساله ازدواج کردم و یه پسر سه ساله دارم، اروپا زندگی میکنم. شوهرم ترکم کرده ، میگه خیلی گیر میدی، واقعا خستم ، اگه پسرم نبود خودکشی میکردم، خیلی زیاد عصبی هستم ،فحاشی میکنم و پسرمو میزنم ، بعدش مثل سگ پشیمون میشم، نمیدونم چه کنم، خواهشا راهنمایی کنید.
چه کار کنم.
سلام توروخدا کمکم کنید،شوهرم خیلی مرد خوبیه ولی من هر دفعه ب ی بهانه الکی دعوا میکنم باش قهر میکنم الان دوسال ازدواج کردیم اصلا ب من بی احترامی نکرده ولی من خیلی باهش بد رفتاری میکنم
منم با مامانم زیاد دعوا میکنم خیلی اعصبانی میکنه بدم میاد ازاین زندگی
سلام دوستان. من خیلی زود عصبانی میشم سر هر چیزی که فکرشم نمیتونید بکنید زود همه چی رو میشکنم میز تلویزیون گوشی فرقی نمیکنه حتی پیشه دکتر هم رفتم همش بهم ارامبخش میده خوب نشدم هیچ تازه بدترم شدم دوستان دیگه نمیدونم چیکار کنم خواهشا راهنماییم کنید ممنون
سلام🤦♀️من اخیرا خیلی اعصابم ضعیف شده با اینک ۱۷ سالمه و بخصوص با مامانم خیلی بحث میکنن و حرفای بدی میزنم ک دست خودم نیست تو اون موقع ولی بعدش اینقد عصبی میشم از خودم بخاطر کارم ک میشسنم اینقد گریه میکنم و هیچکیم درک نمیکنه راه حلی نیست؟😞😞😞
سلام بیستوپنج سالمه شوهرم خیلی مهربونه هر چی میخوام در اختیارم میزاره عاشق همیم دوقلو سه ساله دارم موقع انجام دادن کارای خونه یاد خاطرات بده چند سال پیش با خونواده شوهرم میفتم و عصبی میشم وقتی بچه هام چیزی بخوان جیغ میکشم و به مرز جنون میرسم خیلی داغونم چیکار کنم؟
سلام
به مشاوره و روانشناس مراجعه کنید.
وای ما آدما جوری شدیم که خدا همه مون رو به حال خودمون واگذار کرده،قدیمیا همیشه آرامش داشتن ،ولی ما حالایی ها هیچوقت آرامش تو زندگیامون نیست،همه اعصابامون داغون شده،الهی هیچکس رو به حال خودش وانگذار.
سلام سحر میخوام ی پیشنهاد بهتون بدم در کانال محمد افلاکی شرکت کنی که اموزش کوانتومی میدن خیلی خوبه بهتون کمک میکنه بهت قول میدم درس مثیت میده موفق باشی
سلام ب همه برای کنترل عصبانیت ی پیشنهاد خوبی دارم واسه همه ولی اگه ازش استفاده کنی باور کنید همه چی درست میشه 🌹
فقط وفقط اون لحظه با گفتن❣ لااله الا انت سبحانک انی کنتم من الظالمین❣
یا می تونید بگین
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹
بخدا قسم عصبانیت میره در اصل عصبانیت همون شیطانه فرارمیکنه شیطان که نباشه همه چی درست میشه پس امتحان کنید موفق باشید💖💖💖💖💖
نمیدونم چرا بعضی وقتا بیخودی دلم میگیره یه وقتایی یه جوریم میشه هم عصبیم هم حوصله ندارم هیچ کاری بکنم بعد یهو به یه پوچی وحشتناک میرسم!
چمه واقعا ؟
همه مون یه وقتایی اینجوری میشیم طبیعیه
اگر بیش از اندازه باشه و زندگی طبیعی رو مختل کنه نیاز به درمان داره
منم دقیقاً مثل تو یا شاید بدترت همچین شرایطی رو تجربه کردم طوری که در تیم باشگاهیم جلوی کلی آدم داد زدم کیفمو برداشتم و از مجموعه زدم بیرون . بعدش که تو راه خونه بودم و ناله میکردم یهو به همین حس پوچی که میگی رسیدم یه حسی که اصلا هیچ چیزی تو دنیا برات معنی نداره و عملاً فقط زنده ای.حدود 3 ماهی گذشت کم کم رفتم سمت مطالعه و کسب دانش و … طوری که قرآن رو ختم کردم و … و خب الان همه چی برام معنی داره و دلیل.بخش عظیمی یا شایدم همه آرامشم بخاطر قرآن بوده و محتواش ( اولین بار بود که خوندمش ). همچنان عصبی میشم خب این یه چیز طبیعیه و وجود داره ولی بخاطر اون دلیل و معنایی که تو ذهنم هست سریعاً فروکش میشه.موفق باشید.
سلام با یک مردی ازدواج کردم که ی بچه داره خیلی دوستش دارم ولی گاهی وقت ها عصبیم میکنه اوایل میتونستم عصبانیت رو کنترل کنم الان نمی تونم و روش دست بلند میکنم خیلی احساس میکنم گناه که نه احساس مرگ میکنم میترسم کمکم کنید چکار باید بکنم
ادمین هر چی خوندم تایپ کردی به مشاوره مراجعه کنید خب اینا اومدن تو این سایت که مشکلشون با فردی مثل شما درمیون بذارن و شما کمکشون کنی یعنی اکر شما نمیگفتی بمشاوره مراجعه کنید خودشون نمیدونستن؟؟
سلام
واقعیت امر اینه که اگر کسی مشکل و مسالهای داره باید یاد بگیره به صورت اصولی و صحیح برای برطرف کردنش اقدام کنه و مشکل رو از ریشه برطرف کنه. اختلالات رفتاری و روانی مسایلی نیستند که با یک کامنت یا یک مطلب خوندن بتونید برطرفشون کنید. بعضا به ریشهیابی و سالها تحت نظر مشاوره و درمان بودن نیاز دارند. اگر کسی مسیری غیر از این رو طی کنه داره خودش رو فریب میده و من وظیفهی خودم میدونم که مسیر درست رو بهش یادآوری کنم. انتخاب نهایی مسیر با خود فرد خواهد بود.
من اضطراب شدیدوپرخاشگری وزودرنجی و احساس گناه دارم وسواس دارم داررووسواسم خوب نکرد.کمک نیاز دارم.
سلام خسته نباشید
من 20 سالمه و تازه نامزدی کردم از بچگی همو دوست داشتیم از طرفی تو خونواده خودمون مشکلات زیادی هست که 90 درصد مشکلات رو پدرم بوجود آورده و اینطور بگم محبتی که نیاز داشتمو نه به من نه به بقیه اعضای خانواده داده و فقط کارایی میکنه که مشکلات مادر بیچارم بدتر شه من تبدیل شدم به یه دختر زودرنج و عصبی و حساس با کوچک ترین حرف گریم میگیره داد میزنم تحمل خیلی چیزا رو بعد اتفاقای سخت تو زندگیم دیگه ندارم الان که نامزد کردم نامزدمم ی آدم عصبی هست وقتی گریه میکنم عصبی میشه و وقتی سر ی موضوع سرم داد میزنه ناراحت میشم قهر میکنم عصبی میشه و میگه تو اصلا اون لطافت زنانه رو نداری تو اصلا نباید بزاری بین ما دعوا بشه که بخوایی قهر کنی و زنگ نزنی تو مثل ی دختر آرون نیستی و خیلی حرفای دیگه خیلی دوستش دارم میترسم تموم کنم رابطمونو بدتر بشم چون از بچگی میخواستمش اون روزای اول خیلی خوب بود اما الان بعد گذشت این مدت منو همش تو دعواها مقصر میدونه اصلا نازمو نمیخره مثل سابق لوس که میشم خشک رفتار میکنه بعضی وقتا تند حرف میزنه که جرات ندارم شکایت کنم از طرز صحبتش دلم میخواد صبورتر بشم زود ناراحت نشم اعتماد به نفس داشته باشم و یکم شادتر واقعا دیگه خسته شدم کمک کنید لطفا
خیلی وقتا بهش گفتم اگه بدرد هم نميخوریم تمومش کنیم اما میگه نه من عاشقتم از طرفیم این اخلاق خشک و جدی رو داره و دلش میخواد حتی وقتی داد میزنه سرم من بخندم و بگم فدای سرت که داد زدی اما درکم نمیکنه که نیاز به ی محبت دارم حداقل از طرف اون ازبس منو مقصر کرده الان احساس میکنم نه مشکل منم اون مشکلی نداره شاید من زیادی حساسم 😔
یه راه دیگه نشونم بدهید
خیلی زود اعصابم خراب میشه
هیچ نمیتونم خودمو کنترول کنم
وقتی عصبی میشم فقط مشت میزنم ب دیوار
و بعد ۱ دیقه پشیمون میشم
چیکار کنم
راه چاره چیست
من ۱۳سال سن دارم ودر برابر خیلی ها زود اعصابم خورد می شه و نمی فهمم چی کار می کنم لطفاً کمکم کنید
[…] ادم عصبانی باشه که این [..]شرا ارومش نمیکنه یا باید یکیو بگیری بزنی یا باید یکیوبغل کنیو گریه کنی به توصیه من فکر کن
بهتره بعد از اینکه عصبانیت طرف فروکش کرد بیاد و این روشها رو برای دفعه بعدی تمرین کنه
نمی دونم چجوری بگم مطالبتون واقعا بی استفاده بودن.
بابا افتضاح بود تا خوندم بیشتر عصبانی شدم
سلام من وقتی ادمای مشهورو میبینم و میبینم که چقدر موفقن خیلیییی عصبی میشم دلهره میگیرمو اعصابم خوردمی شه و اصلا نمی دونم دلیلش چیه لطفا راهنماییم کنید
هیشکی به من اهمیت نمیده ولی خیلی تو مدل زندگی کردنم دخالت میکنن
توضیح بسیار ضعیف و کلی است. من خودم حدود یک ساله زودرنج و به عصبی شده ام. ورزش هم میکنم،فکر هم میکنم،وقفه هم ایجاد میکنم،مطالعه هم میکنم، سیگار هم میکشم،به موقع استراحت میکنم و غیره. زودرنج و عصبی شدن منشاء عمیق تر از این مسائل داره اینها راه کارهای زودگذر و سطحی اند.زودرنجی از کمبود در اعماق درونی ادمی سرچشمه میگیره
سلام
من از وقتی که فهمیدم کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم و درد دل کنم حالم هر روز داره بدتر میشه همش میریزم تو خودم تو تنهایی گریه میکنم
عصبی میشم بیشتر وقتا سر مادرم داد میزنم
سر خودمو میکوبم تو در دیوار میزنم تو سر و کله خودم
جیغ میزنم گاهی هم همشو سر برادرزادم خالی میکنم و کتکش میزنم
حالم واقعا بده، نمیتونم خودمو کنترل کنم
البته اولش میگم بس کنین دیگه ولی اونا بازم هی حرف میزنن هی بد و بیراه میگن منم کنترلمو از دست میدم و نمیفهمم چی میشه
اما بعدش میشینم یه گوشه گریه میکنم پشیمون میشم
من نمیخام خار تو دست مامانم بره
ولی بخدا دست خودم نیست
به کمک نیاز دارم به حرف زدن تا بغض توی گلوم کمتر بشه
خیلی دوس دارم برگردم قبلنام وقتایی که شاد بودم حرف میزدم باهمه میخندیدم
ولی حالا از هر جمعی فرار میکنم اصلا باهیچکی دوس ندارم حرف بزنم
فقط خستم
خدایا به بزرگیت قسم منو بکش راحتم کن ایشالااااااااااا
سلام بی مقدمه بگم من ادمیم ک وقتی ی نفر عصبیم میکنه دوست دارم بگیرم بزنمش خودمم بدم میاد از این کار ک ب دیگران اسیب برسونم الان موقعی ک من عصبیم چطور میتونم تا ۱۰بشمارم تا ب ارامش برسم این کارم خیلی ازاز دهندس بعضی وقتا خیلی زود از کوره در میرم هرچی دم دستم اومد پرت میکنم یا مشت میزنم ب دیوار یا دستمو خطخطی میکنم دیگ خسته شدم از این کارا بنظرتون چیکار کنم¿¿¿
بی نهایت مطالب چرت بود.و اینکه اصلا جوابه خیلی از کاربر هارو نمیدید. باید بگم بیشتره این حالاته عصبی از دوران بلوغ ب همراهه و اگر درمام نشه وحشتناک زندگی انسان رو به آتش میکشونه یک سومه هزینه اینترنتی که مصرف میکنید رو دوماه جمع کنید و ویزیت یه روانپزشک تنها ۴۰ هزار تومنه و با یک یا دوبار مشاوره و خوندن کتاب و نمازه اول وقت بی شک رنگه عصبانیت از زندگی میره. دیدم که میگم 🙂
پاسخ خیلی از موارد مطرح شده، مراجعه به روانکاو و درمانگره که خود شما هم بهش اشاره کردید فرد باید این هزینه رو برای نجات خودش انجام بده. اینجا به صورت کلی عوامل اولیه مطرح شدند که قطعا فقط برای آشنایی فرد با کلیت ماجرا بوده نه برای درمان و مشاوره.
من ۱۱ سالمه و مامانو بابام خیلی سر من داد می کشند. من از ناراحتی تو دلم گریه می کنم. چیکار کنم؟ 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
عزیزم نگران نباش
سعی کن عصبانی شون نکنی
خیلی زود بزرگ میشی و خودت برای خودت تصمیم می گیری.
یه روزی میرسه ملمان و باباپشیمون میشن که سرت داد زدن. 💐
عزیزم وقتی پدرت خونه نبود برو پیش مادرت و بهش بگو از این کارشون ناراحت میشی مادرت حتما بهت کمک میکنه
باید خودتون، خودتون را باور کنید
من ی وقتایی واقعن حالم بد میشه نمیتونم خودمو کنترل کنم زندگیم مختل شده واقعن ولی چند وقته که با قرص و تیغ خودمو اروم میکنم ب نظرتون چیکار کنم
خیلی عصابم خورده دلم میخواد یه جایی برم جیغ بکشم😣😣😣😣😣😣😲😲😲😲😲😲😲😲
خب سرتو بزار رو بالش هرچی خواستی داد بزن
برای دخترا خیلی جواب میده مثل خودم
سلام .
من خسته ام .
از همه چی …..
مادرم از کودکی من مشکل سرطان داره و هر وقت به خاطر مسائل خیلی کوچیک دعوام میشه . میگه که اصلا دوستش نداریم و به خاطر اون از کاراهای اشتباهمون دست برنمیداریم.
من خیلی از رفتار خودم خسته ام . خیلی عصبی هستم . سریع جوش میارم.
همش داد میزنم . اما اصلا دست خودم ننیست .
نمیدونم چی کار کنم
من مامانمو خیلی دوست دارم و جز اون هیچکی رو ندارم از نظر عاطفی .
اما با رفتارهای اشتباهم همش باعث ناراحت کردنش میشم و براش خیلی بده .
بعد همه دعوا ها خیلی پشیمون میشم . نمیدونم چی کار کنم . خیلی پیش مشاور رفتم .
مشکلاتم در زندگی خیلی زیاده .
خانواده خیلی خوبی دارم اما همه مشکلات ما بیماری مادرمه .
نمیخوام با رفتارهای بدم از دستش بدم
میخوام اروم باشم
اروم اروم
داد نزنم
دیگران رو از خودم نرنجونم
چی کار باید بکنم .؟😔😔😔
خدا هممون رو کمک کنه ان شاءالله….همین
مامانم اصلا درکم نمیکنه.اون به خاطر هرچیز کوچکی منو دعوا میکنه،اگه به حرف کوچکی بزنم وبعد بگم خوب بحث تمومه،اونقدر باخودش و من حرف میزنه که اعصابم از فیلم بدتر خورد میشه،مثلا میگه بیا بچه بزرگ کردم،ای خدا و……….شاید حتی یک ربع با خودش حرف میزنه. سعی میکنم سکوت کنم ولی نمیشه.تکنیک ۱۰ثانیه شمردنم اصلا کمکم نمیکنه. یه حساسیت عجیب هم داره،مثلا از اینک کسی ازش یک سوال ساده هم بپرسه فوق العاده متنفره.مثلا همین دیروز یه دعوا داشتیم برای اینک من پرسیده بودم ملامین چیه.خوب نمیدونستم.یا مثلاً پرسیده بودم چرا افراد زیر ۱۸سال نباید گواهینامه بگیرن ،خوب سواله دیگه ..چیکار کنم بتونم یکم بهتر باهاش کناربیامو عصبانیتم و کنترل کنم؟
معمولا هیچکس دوست نداره با یک فرد عصبانی همنشین باشه چون فکر میکنه که اونم یه کاری کنه و شما از دستش عصبانی شید ، مطمئن باشید هر فرد از عصبانیت طرف مقابل رنج میکشد،پس تنها کاری که من در حین عصبانیت انجام میدم اینه که فورا محل و شخصی که باعث عصبانیت من شدند رو ترک میکنم و از کسی که من مطمئنم به من راه حل خوبی میده کمک میگیرم،در ضمن ترک کردنه محل و شخص هم کافی نیست ،و مهم ترین چیز اینه که کینه ای نباشیم ،شما با سکوت و مهربان رفتار کردن به فرد مقابل نشون میدهید که شما یه فرد با شعور وفهم هستید و وقت خودتون رو با هرموضوعی تلف نمیکنید ،،با این رفتار و سکوت مطمئن باشید شخصی که باعث عصبانیت شما شده از این رفتار خود پشیمان میشود و احساس گناه میکند ،،شما با این کار نه تنها عصبانیت خود رو کنترل میکنید بلکه باعث بوحود نیامدن دلخوری بین دو شخص هممیشود ،حتما این راه حل جواب میده و حتما هم امتحانش کنید
موفق باشید
همه ما مشکلات زیادی داریم
من گذشته تلخی دارم اما می خوام باهاش کنار بیام به امید روزی که آرامش در خونه هایه همه ما بی عصابارو بزنه سایت خوب و مطالب خوبی بود ممنون.
سلام منم ۵ساله با ی پسر دوست هستم..بعضی اوقات انقدرعصبانیم میکنه ک دلم میخواد خودکشی کنم..اصن ب طرز وحشتناکی رومخم میره هرکارمیکنم ن میتونم جداشم ازش ن میتونم فکر دوریشو کنم دارم دیوونه میشم هرروز حساس ترمیشم همش گیر میدم بهش دلم میخواد فقط حواسش بمن باشه با اینک همیشه بحرفشم بودم اما نمیدونم چرا ی سره دعواداریم حتی گاهی اوقات ک مقصره عذرخواهی ک نمیکنه هیچ بلکه بیشتر روخ میره باورتون نمیشه گاهش اوقات شروع ب خودزنی کردم..دقیقادوهفته یباردعوامیکنیم…واقعا نمیدونم چگه مشکل ازونه یامن؟؟
شوهرم معتاده وبدبینه وبددهنه همش رواعصابمه دارم روانی میشم طوریکه یهواعصابم بهم میریزه همش جیغ میزنم هرچ دم دستم بیادمیشکنم .انقدرجیغ میزنم ک ازنفس بیفتم کمکم کنید
شرایط شما حتما باید زیر نظر روانکاو باشه در سایتها کمک درستی نمیتونید پیدا کنید.
منم تازگی خیلی عصبی شدم واقعا باید با این شرایطی که جامعه داره آروم بود
سلام خسته نباشید من خیلی زود عصبی میشم همسرم کار نمی کنه همش باهام کل کل میکنه یه پسر ۴ ساله دارم همش باهاش تند رفتاری میکنم بعدش پشیمان میشم چکار کنم خیلی ناراحتم بخاطر رفتارم با بچه ام
سلام
عصبانیت نشان دهنده ی یک درده
درد درونی
ما وقتی دردمون میاد چه از لحاظ روحی و چه معنوی،عصبانی میشیم
اگه حرفای بقیه باعث دردتون میشه،بهترین راهکار اینه که توی دلتون یا توی روشون بهشون بگین: باشه تو خوبی! تو راست میگی! (خود منم ازش خیلی زیاد استفاده میکنم)
اگه از کاراشون بدتون میاد، توی دلتون بهشون بگین اسکل نمیفهمه و دست خودش نیس پس بیخیالش D:
دقیقا چیزایی که جواب میده چون باعث قانع شدن خودمون میشه
ببخشید شما نوشتید نفس عمیق بکشید فلان کنید این کنید اون کنید…خب ما خودمون میدونیم همه جا گفتن اینارو ولی آدم وقتی عصبانی میشه دقیقا همین کارا رو نمیتونه بکنه🤦🏻♀️اصلا آدم به ذهنشم نمیاد این چیزا فقط میخاد خودشو خالی کنه🤦🏻♀️خب نوشتید ارامش خودتون رو حفظ کنید بعد حرف بزنیم….خب دقیقا چجوری آرامشمون رو حفظ کنیم وقتی داریم میپوکیم؟؟؟🤦🏻♀️
سلام
قرار نیست یهویی معجزه بشه و بتونید اینکارها رو انجام بدید. اینها تمریناتی هستند که باید به مرور انجام بشن و کمکم تاثیرات خودشون رو نشون بدن.
میتونید وقتی در آرامش هستید صحنههایی که در گذشته موجب عصبانی شدنتون شده رو تصور کنید که چه کارهای بهتری میتونستید انجام بدید و تمرین کنید.
راه کار و پاسخ تون، با احترام….
مزخرفه
خب شما هم میتونید راهکارتون رو بگید شاید برای کسی مفید باشه
من اصابم خيلى خود مى شه وقتى موهامو كلى شونه مى كنم ولى باز پف مى كنه😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡 اين كار ها هم كه مى گين كردم فايده نداره
من خیلی اخلاقم بده خیلی عصبیم و دوستام هم بدتر میکنن واقعا نمیدونم چیکار کنم مامانم خیلی اخلاقش بده همش غر میزنه و از من توقع زیاد داره داداشم خیلی روی مخه ازم بزرگتره اما فک میکنه نوکرشم فقط بابام خوبه
من خیلی زود عصبانی میشم دلم میخواد ی جایی باشه اینقدر داد بزنم تا بمیرم هی هم از عصبانیت ناراحت میشم هی میریزم تو خودم خیلی تنهام هیچ کس نیست فقط میخوام بمیرم سرمو میکوبم به دیوار
بعضی وقتا وقتی عصبانیم به همه حتی اگه تقصیر کار نباشه همه عیب هاشو میارم جلو چشمش هی سرش داد میزنم و چیزایی که ناراحتش میکنه رو به راحتی میگم اما بعدش…..😞واقعا از حرفام پشیمون میشم دل خیلیا رو میشکونم و هیچکس دوسم نداره😞
خیلی دوست دارم با ی نفر حرف بزنم و کمک بخوام اما با هیچ کس راحت نیستم از تنهایی خیلی میترسم حتی وقتی فکر میکنم به تنهایی دلم درد میگیره میشه کمکم کنید
سلام.من زود عصبانی میشم.برای کسی که دوستش دارم کار انجام میدم چون دوست دارم انجام میدم…ولی آدما فقط خودشونو میبینن و کارایی که خودشون انجام دادن…و کارایی که من انجام دادم. ارزشی که قایل شدم رو نمیبینن و هیچ فرض میکنن…این منو خیلی عصبی میکنه…وقتی هم عصبی میشم شروع میکنم نغ زدن که بیشتر عصبی میشم…من بچگی سختی داشتم.ولی نمیخوام دیگه با خودم این حال بکشم هر جا که میرم…واقعا دوست ندارم عصبی باشم…کاش میشد مثل بقیه بیخیال بود.بارها با خودم گفتم ناراحت نشو عصبی نشو ارزش نداره…بیخیال…ولی بازم عصبی شدم…بعضی وقتا خیلی خسته میشم از همه چی…وقتی نزدیکامو با عصبانیتم ناراحت میکنم…خودم بیشتر ازشون ناراحت میشم.
سلام من امروز به شدت عصبانی شدم طوری که میخواستم یک بچه رو از پله ها پایین بندازم و همش با مادرم دعوا میکنم اصلا حالم خوب نیست فقط و فقط میتونم با خواهر و پدرم راحت باشم امروز انقد عصبانی شدم که مادرم گفت امروز میفرستمت خونه مادربزرگت. البته این مدت خیلی تحت فشار بودم اولش پدربزرگم رو از دست دادم و بعد هم داییم به بیماری کرونا مبتلا شد. من اصلا از این اوضاع خوشم نمیاد و مادر و پدرمم اصلا منو به روانکاو نمیبرن. لطفا راهنماییم کنید
.سلام
می خوام بگم شما همه خوبین… به نظرم بهتره دیگه همه ی مشکلاتتون رو بهونه ی بد بودن نکنید، هی نگید من بدم… اعصابم داغونه و من هیچ موقع بهتر از اینی که هستم نمی شم! درونتون همینا رو باور می کنه… وقتی هم باورش بشه دیگه فرصت فکر کردن و درست رفتار کردن رو ازتون می گیره…
یه چند مدت حداقل سعی خودتون رو بکنید که بشید همونی که باید بشید… به خودتون بگید داد زدن از این به بعد ممنوع! فکر کردن به مسایلی که من رو آزار می ده ممنوع! چون من که با خودم.. با فرزندم… با همسرم دشمن نیستم!
به خودتون نگاه کنید… شدین آدمای پر از درد و دل… ناراحت بشین بهتر از عصبانیته!
ناراحت بشین اما به کسی آسیب نکنید چون بعدش این خود شمایید که آسیب میبینید! چقدر دیگه باید اشتباهات تکرار بشن تا به خودتون بیاین؟
الان همه دارین قشنگ یکصدا می گید این وضعیت رو دوست ندارید! انگیزه ای بالاتر از این که خودتون می خواین به خودتون کمک کنید؟ آدمای خوب.. از همین الان تصمیم بگیرید که بهتر بشید! وسط اتفاقای بد دنیا شما اتفاق خوب بشید…
اول خودتون رو سر و سامون بدین بعد زندگیتون رو…
به حرفای منفی دیگران نسبت به خودتون هم توجه نکنید… دیگران هم نتونستن عصبانیت خودشون رو کنترل کنن و ما رو عصبانی تر کردن! حالا ما با عصبانیت خودمون چیکار می کنیم؟ برای همه آرزوی موفقیت می کنم…
وای من انقدر الان اعصابی ام که اگه ی ادم بزارن جلوم میکشمش
وقتی اعصابانی میشم خیلییی دوست دارم یکی
منو اروم کنه و باهام حرف بزنه اما متاسفانه اصلا
همچین ادمی نیست دیگه واقعا بعضی وقتا عصبانی میشم و دوست دارم گریه کنم
همه روش ها رو هم امتحان کردم ولی تاثیری نداشت
من ی برادر ۶ ساله دارم که خیلییی اذیتم میکنه
و بیشتر دلایل عصبانیت من اونه😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡👊👊👊👊
سلام
من خیلی زود عصبی میشم میدونید جنبه شوخی و همه چیم دارم فقط ی وقتایی از ی کارایی و ی چیزایی بدم میاد یکی هی تکرار میکنه عصابم خورد میشه تنها کاریم ک تو عصبانیت میکنم داد زدنه با ولم بالا حرف میزنم فرقیم نمیکنه کی مقابلم باشه مادر باشه پدر باشه …. امروز سر مامانم داد زدم ازم دلخور شد اخه صد بار بهش گفتم ی چیزو صد بار نگو باز میگه ازین وضع راضی نیستم میخام تغییر کنم برا ایندم برا خودم اصن تو ارامش نیستم همش گریه گریع 😢
خیلی ممنون بابت راهنمایی ها تون
ولی این راه ها خیلی ابتدایی هستن من خیلی زود رنج و زود عصبی میشم بارها هم دکتر رفتم ولی با تلاش زیادی که کردم بازم موفق نشدم من تو جنگ انتهاری ….این جور چیزا بزرگ شدم بخاطر همین کمی مشکل عصبی دارم ولی انگار تموم کوچه های درمان من بستس همیشه دردامو رنجامو تو خودم میریزم به هیچ کس هیچ کوچکترینشو تعریف نمیکنم اخلاقم همینه هم خوبه هم بد ولی چه میشه کرد گذشته رو نمیشه تغییر داد پس دیگه بهش فکر نمیکنم ولی هرچی بود گذشت بازم خداروشکر میتونست بد تر هم باشه تنهایی رو ترجیح میدم به همه افراد نمیدونم چرا ولی با هیچ کس راحت نیستم هیچ کس فقط با تنهایی راحتم همیشه با بابام دعوام میشه میزنم بیرون از خونه پیاده روی طولانی ساعت ها بیشتر اوقات یا میرم قبرستون یا لب دریا تا کمی اروم شم از این حالم اصلا اصلا راضی نیستم چون دارم میبینم خودمو دارم نابود میکنم زیادی حرف زدم خیلی ممنون از سایت خوبتون اگه بتونید راهنمایی بکنید یه نظری راهکاری چیزی خیلی ممنون میشم
منم مثل شما هستم درکتون میکنم
من همیشه عصبانیم خب اخه همیشه ی خدا ارامشی نداشتم مامانم هم طوری باهام رفتارمیکنه که انگاری منو از کناره جاده اوردن اطرافیانم انگاری همشون باهام لج دارن همش رو اعصابم را میرن میشه بگین چیکار کنم با این راهکارایی که گفتین هم نمی تونم خشم خودم رو کنترل کنم وقتی هم سرِ کسی داد میزنم تند پشیمون میشم طوری شدم که کسی بهم گفت برو انور تر هم سرش داد میزنم و هم گریه میکنم😔 شاید بعضی ها هم مثه من باشن میشه یه راهکار بگید
سلام دوسالی هست ازدواج کردم و خانواده همسرم خیلی ناراحتم میکنن مثلا کوچکترین مشکلی که با همسرم پیدا میکنن میان میشینن تو روی من میگن تو بهش میگی که با ما بد باشه که اصلا اینطور نیست و من روحم خبر نداره از جرو بحثاشون این که میگن مقصر منم خیلی بهم فشار میاره و باعث این شده از زندگی هیچ لذتی نبرم حتی نمیتونم بدون عصبانیت با همسر و بچه یکسالم صحبت کنم خیلی داغونو عصبیم بنظرشما باید مراجعه کنم روانشناس دارو مصرف کنم
دارو هیچ کاری رو حل نمیکنه به همسرتون بگین خانوادشو قانع کنه
من تو ی خانواده پرجمعیت زندگی میکنم وضع مالی خوبی نداشتیم از بچگی ۵تا بچه ایم هیچکدوم ازدواج نکردیم پدر و مادرم همیشه باهم دعوا و درگیری دارن همیشه به من زور میگفتن هر کاری میخاستم انجام بدم نمیزاشتن این باعث شده من خیلی عصبی بشم باهمه دعوا میکنم هرچی از دهنم بیاد میگم احساس میکنم هیچکس منو دوس نداره خیلیم لجباز شدم
سلام من چند روزیه که خیلی از خودم میترسم بابت کارایی که میکنم اعتمادمو نسبت به خودم از دست دادم
وقتی برادر ۶ساله م مثلا میگم شلوغ کاری نکن حرفمو گوش نمیده … دیوونه میشم فقط اون موقع خفش میکنم .
یه بارم گربه ام هی گاز گرفت هی چنگ زد یه لحظه میخواستم بکشمش داشتم خفش میکردم . وقتی ولش کردم انگار اب گرم ریخت رو سرم
گریه کردم تصمیم گرفتم گربه مو بدم به کسی دیگه نگهداره برادرمم پیشم نیست
بعضی وقتا میگم بهتره خودمو بکشم نمیدونم چه مرگمه اگر راهنمایی کنید ممنون میشم
من ۱۹سالمه سه ساله ازدواج کردم یه پسر ۱ساله دارم خیلی زود اعصبانی میشم خیلی زود ناراحت میشم خیلی تند اخلاقم .شوهرم دست بزن اصلا درکم نمی کنه فقط اذیتم می کنه .بعدش بچمو کتک میزنم تورا خدا کمک کنید خیلی اذیت میشم
عزیزم وقتی عصبی میشی سعی کن دلیل عصبانیتت رو بنویسی بعد چن روز که بخونی شون میفهمی زیاد مهم نبوده
اگه عصبانیتت رو سر اون بچه ی طفل معصوم خالی کنی بعدا به روح روان بچه آسیب میزنه
راه حل های بالا هم موثر هستن همه
ولی خودم به شخصه به عنوان یه ادم معمولی با مطالعه خودمو آروم میکنم
برو کتاب بخر
کتابای رمان های کلاسیک رو بخون مثل جین ایر یا دزیره یا…
امیدوارم موفق باشی💞💞
من قبلا کار بدی کردم و بعضی ها میدونن و به روس خودشون نمیارن ولی من خیلی خجالت میکشم و اعصابم خور میشه
من بعضی وقتا حتی به پدر و مادرم هم شک میکنم
ولی تون ها خیلی منو دوست دارن ولی من اعصابم خوره ان ها همیشه کمکم میکنن حتی یک بار هم داخل تونه ما دعوا نبوده ولی حس میکنم افسردم
من بعضی وقتا خیلی خیلی اعصابم خور میشه ولی هیچی نمیگم و داخل خودم میریزم
نمیدکنم چیکار کنم العانم خیلی خیلی اعصابم خورده ولی نه به کسی تا حالا اسیب زدم و نه میزنم
من دوست دارم انا بامن خوب باشن ولی همه خوب نیستن ولی من خوبم ولی از این بگذریم
من اعصابم خیلی خیلی خورده وفتی اعصابم خوردخ به هیچی فکر نمی کنم ولی امیشه مواظب حرف زدنم هستم که به کسی ناسزا نگم یا به کسی اسیب نزنم
ولی تنهایی رو بیشتر دوست دارم
من ۱۴سالمه ودوست دارم با بچه های هم سنم باشم ولی پدر و مادرم نمیزارن
سلام. من ۱۴ سالمه. خیلی زود عصبانی میشم. مادرم همیشه باهام بلند صحبت می کنه. کلا با من مخالفه. منم نمی تونم خودمو کنترل کنم. برادرم هم همیشه اذیتم میکنه. چیکار کنم؟
من ناراحتم وا عصبانی ولی بعضی روزا هم حالم خوبه اما وقتی به دوستام گفتم عاشق شدم همشون عصبانی شدن و ترکم کردن ولی نمی دونم مشکل چیه مگه همه عاشق نمی شن؟
من ی نوجوانم خانوادمم سن حساسمو درک نمیکنن😔هرچی میگم میگن جواب دادی گیر میدن هی فوشای بدبد میدن هرروز قلبم ریز ریز درد میکنه دلم میگیره گریه میکنم هی ب فکر خودکشی میرم بعد میگم خدا بزرگه بیخیال مریم ولی بعضی دقتا رنگم زرد میشه لبام ترک برمیداره چون هیچی نمیخورم اشتهلم کور میشه بخاطر حرفای بدشون ب ی دختر۱۶ساله بعضی وقتام بخاطر قهر نمیخورم اونقد دارم ضعیف میشم که نگو داداشم اول ابتداییه درس اونا ب زور میگم اعصابم نمیکشع اصلا واسه اون اونقد سرش داد زدم یهو میلینم گردنش میلرزه بخدا خیلی ناراحتم از این رفتارم سره داداش ۷سالم😔😔دلم میگیره بعدا مث الان ک بغض کردم😢😢😢خدا خودت کل مشکلاتو از جهان بردار
من خیلی رو عصبم فشار میاد خانوادم خیلی بد رفتاری میکنن کلن دارم داغون میشم فشار عصبی گرفتم دستام همش میلرزه و یه عشق دارم خیلی بد دهنه روز هزار بار منو با حرفاش میکشه دیگه خسته شدم هر روز از روز بعد بدتر میشم کلن خواب ازم پریده مغزم همش درگیر حرفاشونه
خیلی داغونم کمک کنید لطفا بدجور خانوادم رو عصبم فشار میارن
من به شدت از بابام عصبانی میشم به هیچ عنوان حرف های همو نمیفهمیم هر چی من میگم حرف خودشو میزنه بعدش که عصبانی میشم سر دیگران خالی میکنم فحش میدم داد میزنم اینجوری همه رو از خودم دور میکنم نمیدونم چطوری لحظه اول عصبانیتم رو کنترل کنم واقعا ادم رو روانی میکنه حتی سر مسائل کوچک هم حرف حرف خودشه از تیکه کلامش متنفرم ( چیکار کنم که نمیفهمی ) به هیچ عنوان پیشنهاد ندید بشین اروم باهاش حرف بزن سعی کن سنگاتو باهاش وا بکنی توضیحات همو گوش بدید و از این قبیل حرفا خیلی حرف زدیم فایده نداشته اخرش حرف بارم کرده و عصبانیم کرده راهی بهم پیشنهاد بدید که اون لحظه اروم بشم
دقیقن منم مثل توام😏😏😏با ی مشقت نفهم عقده ای طرفیم
سلام من هم عصبی ام ولی بیشتر با دوتا دخترام بد رفتاری میکنم بعدش شب موقع خواب میرم بالاسرشون گریه می کنم که طفلکا هیچ پناهی جز من ندارن اونوقت منم…نفس عمیق …وقتی تو اوج عصبانتم هیچی حالیت نیسم
ی چیزی ک خیلی منو ناراحت « عصبانی منظورمه » فحاشی بی مورد دیگرانه…
مثلا خیلی الکی بهت بگن احمق لعنتی..!!
ی جوری جواب میدادم ک خودمم خجالت میکشیدم…
قبلا از فحاشی استفاده میکردم.
الان دیگ دهن همه رو سرویس میکنم… با این جمله:
ب بزرگی خودم میبخشمت =)
در ضمن.. اگ هم باز ادامه دادن مثلا، خفه شو بابا!
بگی همون ک گفتم =)
امیدوارم بهتون کمک کنه =)
سعی کن نگی
اهوم دقیقا منم خیلیییی زود عصبانی میشم و داد میزنم و واقعا دوست دارم موقعه عصبانیتم یک نفرو منو اروم کنه واقعا بعضی وقتا انقدر اعصبانی میشم که هر چی دم دستم باشه پرت میکنم و عصبانیتم رو خالی میکنم و خیلی مشکل دارم
هر شب اول ی قرص سردرد میخورم و بعد میخوابم
راستش نمیدونم چطور شروع کنم من یکم اخلاقم تنده عصبانی میشم حرف زیاد میزنم وتهش میگم منکه چیزی نگفتم همیشه سیع میکنم عصبانی میشم سکوت کنم ولی وقتی طرفم میگه بگو.و…میگم وبعد از گفته هام پشیمون میشم وبه نظرم حرفام عقلانی نبوده ومیترسم ازمن کینه به دل بگیرن دوران پریودی رو نگم که همش عصبی وپرخاشگرم خیلی جوری کع سر جابه جا شدن خودکارم باهمکارم حرفم میشه ولی خب قبل پریودی میگم اذیتم نکنه و…حتی همش الکی گریه میکنم وبعد باخودم میگم دلیل گریم چی بود و به نتیجه ای نمیرسم ومیخندم اروم میشم یعنی
تورابطم باکسی که دوستش دارم هم دچار مشکلم جوری که توی چند ماه متوجه شده یکم عصبیم ودست خودم نی سیع میکنم اروم باشم ونفس عمیق بکشم فایده نداره
نمیدونم چیکار کنم یکم اروم باش توی بحث ها هم اغلب دستم میلرزه حین گریه هم که نفسم بالا نمیاد ولرزش دست شدید دارم راهنمایم کنید ممنون میم
سلام من بخاطرمشکلات زندگیم خیلی عصبی هستم حتی حوصله خودم روندارم بابچهام بدبرخوردمی کنم همیشه خودم ازبرخوردم ناراحتم حوصله جمع روندارم دوست دارم تنهاباشم زندگیم خوب بودولی چندسال که رنگ خوش زندگی روندیدم همسرم بدهکارهرچی تلاش می کنیم ازمخارج ضروری زندگیمون اضاف نمیادیکسال که نتونستم یک دست لباس خوب برای بچهام بگیرم طلبکاری که نداری روقبول نمی کنه دیگه خسته شدم ازکلمه صبرمتنفرم دلم برای روزهای خوب تنگ شده یک شب خونه پدرم بودم که طلبکارزنگ زدخیلی خجالت کشیدم بخاطربدهکاری داخل یک جمع غرورم شکست خیلی عصبیم بعضی وقتهاالکی گریه ام می گیره هرماه استرس می گیرم که چجوری اجاره خونه روبدیم شرایطمون خیلی سخته.امروزتلوزیونمون سوخت خیلی به خداگلایه وشکایت کردم.واقعاخسته شدم خیلی عصبیم کارهای خونم روبسختی انجام میدم حال خودم هم ندارم شمارو برای حال دلم وزندگیم دعاکنید.
سلام
دوره ی سختی برای همه مونه .. استرس پرداخت قسط و اجاره طبیعیه اما عصبانیت فکر کنم ناشی از عدم دسترسی به ایده آلهامونه .. پدر مادرهای ما نسل های قبل از ما خیلی از چیزهایی که توی زندگی ما هست رو نداشتن و شاد زندگی می کردن .. نمیگم برگردیم به اون زمان ولی به خودمون اجازه بدیم که از وجود هم لذت ببریم .. یکی تلویزیون خونه ش میسوزه و به بچه هاش میگه ای بابا عجب تصادفی .. انگار داره به من میگه براتون کم وقت گذاشتم حالا می خواد من و شما با هم بیشتر وقت بگذرونیم … یکی هم گریه می کنه و طوری برخورد می کنه که انگار خدا بچه ش رو ازش گرفته! همین برخوردهاست که بچه ها سلامتی والدین براشون اونقدر مهم نیست که برند لباس و مبلمان خونه براشون مهمه .. سخته عزیزم شرایط زندگی خیلی سخته ولی در مواجهه با مشکلات میتونیم مادرهای مدبر و پدرهای سرسخت و عاشق باشیم … برات خوبی خوشی و سلامتی خودت و خانواده ت رو آرزو دارم
مشکلات هرچقدر سخت باشن به هر حال یه روز پایام میابند پس اصلا نگدان نباش چون خداییست
عصبیم. هرروز عصبی تر از روز قبل. هیچ همصحبتی ندارم. کز کردم تو خودم .تا صدام میزنن از کوره وپدر میرم. من یه دختر ۳۰ساله هستم که تا الانش خانوادم نذاشتن برام خواستگار بیاد. هرکی رو انداخت.بدون اینکه به من بگن ردش کردن . حتی نظرمونپرسیدن. حتی تحقیق هم نکردن. الان که ۳۰سالم شده دستپاچه هستن. سرکوفت اطرافیان از یه طرف که تو ۳۰سالته چرا ازدواج نمیکنی. بعد توقعت میره بالا و از این مزخرفات. از طرفی خانوادم از یکی از فامیلامون خوششون میاد همش کلید کردن که به پسره پیام بده و از این حرفا. دارم دیگه روانی میشم. پسره هیچی از خودش نداره.این همه خواستگارو رد کردین که این رو بندازین به جونم؟ اصلا من میخوام با یکی زندگی کنم. شما چرا باید تصمیم گیرنده باشین؟ یه خانواده ی عقب مونده ای دارم که فقط ادعا روشنفکری دارن. هرروز عصبی تر از روز قبلم. واقعا نیاز به یه همصحبت دارم. منم دلم میخواد برم سرزندگیم، منم نیاز به ارامش دارم.دلم میخواد با کسی که مال خودمه،زندگیمو بسازم. دلم میخواد خودم برای خودم تصمیم بگیرم. خستم.واقعا خستم
آدم باید امید ش به خدا باشه اگه میدونستی با خدا وند صحبت کردن چقدر لذت داره برا خودت ارزش قائل باش
عزیزم سعی کن زیاد به حرفاشون اهمیت ندی
هر وقت خیلی از دست هر کسی یا هر چیزی ناراحت شدی چیزایی که ازش ناراحتی رو بنویس بعد فردا پس فردا که بخونیش میبینی چیز زیاد مهمی نبوده❤❤
من خودم هر وقت عصبی میشم و از کوره در میرم کتاب میخونم مطالعه کمکت میکنه
من روانشناس نیستم و به عنوان یه دوست دلم میخواد بهت کمک کنم
هر وقت خواستی همین جا برامون بنویس ناراحتی هاتو این کار اروم میکنه آدمو😘💞💞
ممنونم ازت همینکه جوابمو دادی دلمو اروم کردی دردت به جونم
دوست عزیز مهربان بهخدا توکل کن انشالله مشکلت زودتر حل میشه🙏🌹
الاسلام من یک زن ۳۱ساله هستم نورزند دارم هردودخترهستن خیلی دخترام دوستشان دارم ولی خیلی عصبی هستم اگه دخترم به حرفم گوش نده به اون بچه معصوم کتک میزنم دست خودم نیست بعدازیک دقیقه بعد پشیمان میشم که چرا دخترم راکتک میزنم موندم با این اعصاب داغون چگونه بادخترام رفتارمان که آزرده نشن
سلام
مراجعه به روانکاو بسیار مفید خواهد بود. مخصوصا روانکاوی به شیوهی «روان پویشی کوتاه مدت»
عزیزم مینا خانم جان برای من هم پیش اومده بحرحال متأسفانه بعضی از خانواده ها عقاید خاص خودشون رو دارند شما به جایی که بخواید عصبانی باشید وتوخودتون بریزید باخانواده صحبت کنید منطقی میدونم بزرگترشماهستند وشاید آدم روش نشه ولی این زندگی یه شماست وشماحق دارید درموردش خودتون تصمیم گیرنده باشید فقط بااحترام باهاشون صحبت کنید که منم دخترم و مثل دخترهای مردم هزار آرزو وامید دارم ،خودتون رو دلگیرنکنید باورکنید شما فقط در جهان نیستین که مشکل دارید توخانواده همه هستند عزت نفس داشته باشید در پناه خداباشید دوست عزیز
من 4 سالمه و عاشق شدم و اون طرف مقابل میگه من نمیتونم به هیچ وجه تو رو دوست داشته باشم و الان یه افسرده و یه ادم پرخاشگر و خیلی چیزای دیگه شدم و نمیتونم زندگی بدون اونو تحمل کنم باید چیکار کنم
من خیلی زود عصبانی میشم یه اصلا انگار از زندگیم راضی نیستم واقعا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم
همش با خانوادم دعوا دارم دیگه چیزی به ذهنم نمیرسهه
سلام من خیلی زود عصبانی میشم
صدای ملچ و مولوی کردن موقع غذا خوردن خیلی عصبیم میکنه و وقتی به اون فرد میگم این کار رو نکن اهمیت نمیده و بیشتر انجامش میده و وقتی به کسی میگم فلان وسیله رو از کنارت بهم بده و نمیده خیلی عصبیم میکنه.
برای رفع عصبانیتم اون کسی دو که عصبانیم کرده رو یا میزنم یا مسخله میکنمش یا داد میزنم.