مهارتهای زندگی را بیاموزیم

بهداشت روان » مهارتهای زندگی را بیاموزیم
۲۷ فروردین ۱۳۹۱ چاپ

وجود پیچیدگی زندگی امروزی در تمامی عرصه ها از قبیل زناشویی ، برقراری روابط اجتماعی ، نبود تفاهم بدلیل نبود مهارتهای زندگی بیشتر از پیش بچشم میخورد.براستی مهارتهای زندگی چیست که اینهمه درباره آن صحبت میشود؟

مهارتهای زندگی مجموعه ای از توانمندیها است که از طریق آموزش و تمرین قابل کسب است و دستیابی به آنها باعث شناخت خود(خودآگاهی) ، افزایش توانایی برقراری ارتباط با دیگران و احساس رضایت از زندگی،شغل،موفقیت و شادکامی در زندگی میشود.البته تعاریف گوناگونی از مهارتهای زندگی ارائه شده است.

سازمان بهداشت جهانی چنین میگوید :

مهارتهای زندگی مجموعه از توانمندیهاست که یادگیری آنها به سازگاری و رفتارهای مثبت و سازنده منجر میشود و فرد با کشف آنها قادر است به گونه ای با چالشهای روزمره زندگی مقابله کند.

 

تعریف سازمان یونیسف در مورد مهارتهای زندگی عبارت است از :

مهارتهای زندگی مجموعه گسترده ای از توانمندیهای روانی-اجتماعی مانند تصمیم گیری برقراری ارتباط مؤثر با دیگران و مقابله با شرایط و خود مدیریتی است که یادگیری آنها به زندگی سالم و سازنده کودک کمک میکند.

 

مهارتهای زندگی ، هنر برقراری روابط مثبت بین ما و دیگران است و در کنترل احساسات مدیریت رفتار ، تصمیم گیریها،برنامه ریزیها،شناخت هدف در زندگی به ما کمک خواهد کرد.

 

مشکلات زندگی و یادگیری مهارتها

 

گسترش چشمگیر مشکلات و بیماریهای رفتاری مانند وابستگی به مواد روانگردان (اعتیاد) ، ابتلا به بیماریهایی مانند ایدز ، هپاتیت و بیماریهای مقاربتی ، اختلالات کلامی و درگیریهای گفتاری و فیزیکی با دیگران و همه ناهنجاریهایی که مانع شادی و شادکامی در زندگی میشود ضرورت یادگیری مهارتهای زندگی را بیش از پیش جلوه گر میکند. هدف اصلی از آموزش و توسعه مهارتهای زندگی ،توانمندسازی افراد بخصوص نوجوانان و جوانان در عرصه کار و زندگی است و همانند واکسیناسیون آنها را از ناهنجاریهای رفتاری حفظ میکند.

نخستین مهارت زندگی خودآگاهی است بنابراین بعنوان اولین مورد به آن خواهیم پرداخت. به منظور کسب موفقیت و برخورداری از آرامش،رضایت خاطر از زندگی،دستیابی به خودآگاهی و خودشناسی از اهمیت چشمگیری برخوردار است. در مورد اهمیت خودشناسی همین بس که مولا علی (ع) خودشناسی را مقدمه ای بر خداشناسی قلمداد کرده است. اندیشمندان دیگری نیز بر اهمیت آن تاکید کرده و از این دانش به عنوان سودمندترین دانشگاه ، نام برده اند.

امروزه بسیاری از متخصصین علوم رفتاری بر این باورند که علت اصلی نارضایتی و ناخشنودی انسان امروزی نداشتن آگاهی و شناخت از خود است. بسیاری از مشکلات و دردهای روحی و عاطفی از ضعف ما در مورد شناخت نقاط ضعف و قوت افکار و احساسات ما ناشی میشود. در مسیر دستیابی به این دانش ، مشکلات متعددی وجود دارد. مثل پرورش نیافتن در خانواده های سالم در سالهای کودکی ، بدرفتاری والدین ، مواجه شدن با خشونت ؛ تحقیر و تمسخر و قرار گرفتن در معرض آزارهای جنسی و روحی.

غفلت از خودشناسی ، مواجه شدن با تجارب ناگوار در دوران نوجوانی بخصوص در دختران و فقدان آگاهی در زمینه مقابله با تاثیرات نامطلوب گفته شده ، منجر به ایجاد ضعف در رفتارهای شناختی خواهد شد و کودکی که دائم در معرض تحقیر قرار میگیرد ، هیچگاه توانایی و ضعف خود را نخواهد شناخت.

مشکلات یا ناهنجاریهایی که در خودشناسی وجود دارند به دو دسته عمده تقسیم میشوند:

  1. خود بزرگ بینی
  2. خود کم بینی

 

خود بزرگ بینی

خود بزرگ بینی نوعی خطای شناختی است یعنی فرد خودبزرگ بین تواناییهای خود را بیش از آنچه که هست برآورد میکند. چنین فردی احساس میکند که قادر به انجام تمامی امور است و از مشورت و مساعدت فکری دیگران بی نیاز خواهد بود. چنین فردی برای دانایی خود حد و مرز قایل نیست و منجر به بروز تصمیم گیریهای غیرمنطقی و همچنین شکل گیری روابط ناسالم با دیگران میشود.

اغلب ما اینگونه اشخاص را در میان دوستان یا آشنایان خود دیده ایم. آنها به دیگران به دیده حقارت می نگرند و آنها را بی ارزش میپندارند ، از مسیر عدالت منحرف شده و حقوق انسانی را نادیده میگیرند. با توجه به این نکته مهم که فرد خود بزرگ بین خود را از مشورت بی نیاز میبیند در تصمیم گیریهای خانوادگی،شغلی و تحصیلی به مراتب مرتکب خطاهای متعدد میشود و مشکلات فراوانی برای خود،همکاران و اعضای خانواده اش ایجاد میکند.

 

خود کم بینی

خود کم بینی نیز نوعی خطای شناختی است که در آن فرد مبتلا توانمندیهای خود را نادیده گرفته و ضعفهای واقعی را بزرگنمایی میکند. افراد مبتلا از پذیرش مسئولیت در خانواده و محیط کار و تحصیل ترس دارند زیرا خود را قادر به انجام وظیفه نمی بینند و همواره منتظر شکست و ناکامی هستند.

گریز از مسئولیت که ناشی از باور نادرست و نادیده گرفتن توانایی فرد است عملا منجر به نزول تواناییهای معنوی مذکور میشود و چرخه معیوب خود کم بینی مسئولیت پذیری ، کاهش توانمندیهای واقعی به مراتب تکرار خواهد شد. افراد خودکم بین به دلیل ضعف قادر به دفاع از خود نیستند و در بسیاری از موارد مورد سو استفاده قرار میگیرند.

در دوران کودکی ، اینگونه افراد معمولا پدر ، مادر یا بزرگترها را برای کوچکترین کارها به کمک می طلبند و از آنها میخواهند تا به دوستان او بگویند یا دستور بدهند که او را به بازی دعوت کنند. در دوران بلوغ ، افراد خودکم بین به قصد زیباشدن و توهم زشت بینی به انواع جراحی های زیبایی اقدام میکنند و از انواع لوازم آرایش و پوشاک به قصد زیباشدن استفاده میکنند. در نهایت این افراد همیشه بازنده هستند و باعث رنج ، انزوا و افسردگی خواهند بود.

 

دکتر مجید ابهری ، رفتارشناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی

گفتگو پیرامون مهارتهای زندگی را بیاموزیم

(منتشر شده: 2 | در انتظار تایید: 0)
ناشناس

بسيار ممنون از اشاره هرچند مختصر در زمينه خودشناسي . لازم به ذكر است وجود الگوهاي مناسب و موفق براي كودكان به خصوص در مدارس و آموزش اين مطالب به زبان ساده از دوران كودكي بسيار كمك كننده خواهد بود .

پاسخ دهید
مبینا

خیلی مطالب خوبی بود مرسی

پاسخ دهید

فقط گزینه‌ی وسط را تیک بزنید. »مشاهده قوانین