ویروس زامبی از نگاه علمی! آیا علم امکان وجود زامبی را تایید میکند؟
- علوم ماورا
- بدون دیدگاه
- 9519 بازدید
داستان و افسانه زامبیها در دهههای اخیر بین مردم محبوب شده است و این محبوبیت رو به افزایش است، اما ریشهی داستان ظهور زامبیها بر اساس منابع آنها متفاوت است.
در پست قبلی در خصوص یکی از این داستانها صحبت کردیم که زامبیها از کجا آمدهاند. در این مقاله اما سعی میکنیم با دلایل و شواهد کاملا علمی (همراه با ارائه رفرانسهای معتبر) داستان ویروس زامبی را مورد بررسی قرار دهیم و به این سوال پاسخ دهیم که:
- آیا بیماریهای ویروسی و قارچی واقعا میتوانند رفتار انسان را تغییر دهند؟
- آیا ویروسها این توانایی را دارند که ساختار کد ژنتیکی و مغز ما را تحت کنترل بگیرند؟
- آیا بیماریهایی مانند کووید-۱۹ (COVID-19) مقدمهای برای ظهور گستردهی زامبیها است؟
- آیا میتوانیم یک مرده را دوباره متحرک کنیم؟
- آیا امکان وجود ویروس زامبی از نظر علمی وجود دارد؟
گفتیم که داستان زامبیها بر اساس منابعی که دارند (فیلم، کتاب، بازی و…) با یکدیگر تفاوت دارند. به عنوان مثال در داستان کلاسیک جورج رومرو (George A. Romero) تحت عنوان «شب مردگان زنده ـ Night of the Living Dead»، هرکسی که بمیرد، به موجودی شیطانیِ گوشتخوارِ متحرک تبدیل میشود.
در داستان «مردگان متحرک ـ Walking Dead»، داستان هجوم زامبیها به ویروس زامبی که یک ویروس هوازاد است (از راه هوا و تنفس منتقل میشود) ارتباط داده شده است که هرکسی به آن مبتلا شود، بدنش تجزیه نمیشود و مغزش بعد از مرگ مجدد فعال میشود.
در داستان «۲۸ روز بعد ـ ۲۸ Days Later» ویروس زامبی یک ویروس Bloodborne (ویروسی که از راه خون منتقل میشود) معرفی شده است که یک قطره از خون آلوده یا سایر ترشحات آلودهی بدن زامبی برای قربانی شدن فرد سالم کافی است.
و بر اساس در داستان «رزیدنت ایول ـ Resident Evil» که احتمالا بازی کردهاید، رستاخیر زامبیها به یک بیماری قارچی بسیار قدیمی و یا ویروس زامبی ساخته شده در آزمایشگاه ارتباط داده شده است که میتواند با در افراد مبتلا، جهش ژنتیکی ایجاد کند.
بعد از پاندمی کووید-۱۹، زمزمهها و خیالپردازیهایی از بیماریهای فراگیری که مردم را به زامبی تبدیل کند، از کابوسهای ترسناک انسانی شکل گرفتند. به صورت علمی، چیزی به عنوان ویروس زامبی وجود ندارد اما داستانهایی که در خصوص زامبیها شکل گرفتهاند عموما ریشه در حقایق علمی نحوهی انتشار بیماریها دارند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
بررسی ویروس زامبی از نظر علمی
لیست بلندبالایی از افسانههای زامبی در رسانههای مختلف وجود دارد و تقریبا هرکدام از آنها ریشه در برخی از حقایق علمی دارند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
قارچ زامبی: آیا عفونتهای قارچی میتوانند بر رفتار انسان تاثیر بگذارند؟
آخرین بازمانده (The Last of Us) یک بازی ویدیویی-سریال تلویزیونی است که در آن آخرالزمان زامبی توسط قارچ زامبی یا کوردیسپس (Cordyceps) آغاز میشود. در داستان، کوردیسپس (سرچماقی) یک قارچ انگلی است که بدن شما را فرا میگیرد و باعث میشود دیگران را از طریق هاگ قارچی یا میسلیوم (پیچکها) آلوده کنید.

در حقیقت، قارچهای سرچماقی (کوردیسپسها) نمیتوانند انسان را آلوده کنند، اما این قارچ انگلی، میتواند انواع خاصی از حشرات را در مناطق جغرافیایی خاص آلوده کند. بیش از ۷۵۰ گونه قارچ سرچماقی وجود دارد و هر یک، نوع خاصی از حشرات را هدف قرار میدهد. حداقل دو مورد از این گونهها فواید بالقوهای برای سلامتی انسان دارند. اما آیا باید در مورد عفونت قارچی بالقوه انسان از کوردیسپس نگران باشیم؟
از منظر علم میکروبشناسی و به خصوص قارچشناسی، بعید است که سرچماقیها بتوانند بین گونهها پرش داشته باشند و انسان را به همان روشی که در فیلمهای سرگرمکننده میبینیم، آلوده کنند.
اما یک نکته معتبر در مورد قارچها وجود دارد: یکی از ویژگیهای قارچها این است که میتوانند ترموتولرانس (Thermotolerance) یا تحمل حرارت و مقاومت در برابر دمای بالا ایجاد کنند و افراد و موجودات را با دمای بدن بالاتر آلوده کنند و این پدیدهی جدیدی نیست.
برخی از قارچ ها مانند کاندیدا آریس (Candida auris) باعث عفونتهای جدید و گسترده میشوند، احتمالا دلیل آن گرم شدن عمومی کره زمین و بالاتر رفتن دما و افزایش جمعیت افراد با سیستم ایمنی ضعیف است. از آنجایی که این ارگانیسمهای قارچی توانستهاند با شرایط جدید سازگار شوند و باعث عفونت در انسان شوند، مورد توجه قرار گرفتهاند.
ویروس زامبی: آیا ویروسها میتوانند کد ژنتیکی ما را تغییر دهند؟
داستان رزیدنت ایول (Resident Evil) از سایر افسانههای زامبی متمایز است زیرا بر این ایده تمرکز دارد که ویروس زامبی میتواند کد ژنتیکی شما را جایگزین کند یا تغییر دهد. این جایگزینی سپس منجر به جهشهای فیزیکی عظیمی میشود که فرد آلوده را برای همیشه تغییر میدهد.
البته این مفهوم مبتنی بر حقیقت است. ویروسها ساختار سادهای دارند، بنابراین نمیتوانند به تنهایی تولیدمثل کنند و تکثیر شوند. آنها برای تکثیر و تولید ویروسهای بیشتر به دستگاه سلولی میزبان متکی هستند. برخی از ویروسها این کار را با وارد کردن DNA و یا RNA خود در سلولهای انسانی یا جانوری انجام میدهند.
اما حقیقت علمی این است که جهشهای ژنتیکی که در نتیجه رفتار ویروسها رخ میدهند بسیار ظریفتر و کوچکتر از آن چیزی است که داستانهای زامبی به شما القا میکنند.
برای سادهتر شدن درک ماجرا میتوانید اینطور تصور کنید که هر سلول جداگانه در بدن، مانند یک شهر کوچک مستقل است و هسته هر سلول مانند کتابخانهای برای آن شهر است که کتابهای اطلاعات ژنتیکی (DNA) و نسخههای عملکردی آن اطلاعات (RNA) را که نحوه انجام فرآیندهای بیولوژیکی را مشخص میکند، ذخیره میکند.
هدف هر ویروسی تولید انبوه نسخههایی از خود است، اما نمیتواند این کار را به تنهایی انجام دهد، بنابراین باید از کتابخانهها (هستههای سلول) برای رسیدن به هدفش استفاده کند.
ویروسها این کار را به روشهای زیادی انجام میدهند، اما نوع خاصی از ویروس به نام رتروویروس (retrovirus) با وارد کردن کد ژنتیکی خود به حجمهای سالم و محدود DNA از خود کپی میسازد. هنگامی که سلولهای شما رشد میکنند و تکثیر میشوند، این DNA به همراه تکههایی از رتروویروس در سلولهای جدید کپی میشود تا بتواند فراتر از عفونت اولیه به کپی شدن ادامه دهد.
گاهی اوقات، رتروویروس یک سلول زایا (سلولی که به سلول تولیدمثلی تبدیل میشود) را آلوده میکند. هنگامی که این اتفاق میافتد، بخشهایی ازDNA رتروویروسی میتواند به DNA فرزندان شما منتقل شود.
با گذشت زمان، آنچه به عنوان یک ویروس ساده شروع شد، بخشی از کد ژنتیکی واقعی شما میشود. در واقع، حدود ۸ درصد از ژنوم ما از قطعات ویروس غیرفعال تشکیل شده است.
این اتفاق در طول میلیونها سال رخ داده است و ویروسهایی وجود دارند که ژنوم انسان را آلوده کرده و در آن ادغام میشوند.
برخی از ویروسهایی که توانایی تغییر کد ژنتیکی انسان را دارند (شامل روتراویریسیتها (Revtraviricetes) و سایر خانوادههای ویروسی) عبارتند از:
- ویروس پاپیلومای انسانی (Human papilloma virus) یا HPV
- ویروس اپشتین-بار (Epstein-Barr Virus) یا EBV
- ویروس هپاتیت B
- ویروس هپاتیت C
- ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV)
توجه به این نکته مهم است که در حالی که این ویروسها اثرات ماندگاری دارند، اغلب قابل پیشگیری هستند و گزینههای درمانی مختلفی برای هر کدام وجود دارد، از جمله واکسن ها، آنتی بیوتیکها، پیشگیری قبل از قرار گرفتن در معرض و داروهایی که میتوانند به بهبود علائم کمک کنند.
بیماری زامبی: آیا عفونتها میتوانند باعث تغییراتی در مغز شما شوند؟
یکی از موضوعات مشترک در تمام داستانهای زامبی این است که چگونه عفونتها بر مغز شما تأثیر میگذارند. اما آیا هیچ بیماری واقعی وجود دارد که بر توانایی و عملکرد مغز شما تاثیر آشکاری بگذارد؟ برخی از ویروسها، باکتریها، انگلها و قارچها توانایی ایجاد التهاب در داخل و اطراف مغز را دارند، به خصوص اگر درمان نشوند.
هنگامی که فردی به مننژیت (Meningitis) مبتلا میشود، ناحیهای اطراف مغز و نخاع که به نام مننژ شناخته میشود، ملتهب میشود که میتواند به گیجی، کمبود انرژی، بی اشتهایی، توهم و مشکل در تمرکز و توجه منجر شود.
بیماری انسفالیت (Encephalitis) نیز مشابه است اما باعث التهاب در خود مغز میشود. انسفالیت باعث تغییر در رفتار، گیجی، مشکل در صحبت کردن یا حرکت، مشکلات حافظه و تشنج میشود.
شایعترین علت انسفالیت ویروسهایی هستند که عبارتند از:
- HIV
- HSE (Herper simplex virus)
- ویروس نیل غربی (West Nile virus)
- انتروویروسها (Entroviruses)
در انسفالیت، علائم بسیار خفیف شروع میشوند، اما میتوانند به گیجی، پریشانی یا توهم منجر شوند. همچنین در مراحل پیشرفتهتر میتواند به از دست دادن هوشیاری، از جمله کما، ختم شود زیرا بر یک منطقه خاص از مغز تاثیر میگذارد.

ویروس هاری (RABV) شاید شناختهشدهترین ویروسی باشد که میتواند باعث تغییرات رفتاری شده و به مرگ منجر شود. این ویروس از طریق گازگرفتن و خراش در پوست و تماس با بزاق حیوان آلوده انتشار پیدا میکند. پس از گاز گرفته شدن، میتوانید واکسنی دریافت کنید که عفونت را متوقف میکند.
اگر فورا درمان نشوید، ممکن است علائمی را تجربه کنید که عبارتند از:
- افزایش پرخاشگری یا پریشانی
- بیقراری
- توهم
- انقباض عضلانی
- افزایش ضربان قلب (تاکیکاردی)
- افزایش میزان و شدت تنفس
- هذیان
هنگامی که ویروس هاری به مغز میرسد، علائم بیماری به سمت اختلال عملکرد مغز پیشرفت میکند. هنگامی که این علائم بالینی ظاهر شود، بیماری تقریبا همیشه کشنده است و طی ۱۰ روز بیمار جان خود را از دست خواهد داد.
فاشئیت نکروزان یا بیماری گوشتخوار چیست و آیا عفونی است؟
عفونت ناشی از ویروس زامبی معمولا منجر به افزایش پوسیدگی و مرگ سلولی میشود، که بسیار شبیه به بیماری فاشئیت نکروزان (necrotizing fasciitis) است. در واقع، فاشئیت نکروزان یک بیماری گوشتخوار است که فاسیای عضلانی (بافت نازک و همبند) زیر سطح پوست را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث مرگ آن بافتها میشود.

اغلب، این وضعیت توسط باکتریهایی ایجاد میشود که از طریق آسیب در پوست مانند بریدگی، خراشیدگی، سوختگی یا زخم وارد بدن میشوند.
این ارگانیسمها خیلی سریع گسترش مییابند. اگر بیمار به سرعت با آنتی بیوتیک درمان نشود، یا بافت آلوده برداشته نشود، ممکن است به یک سندرم شبیه شوک سمی (Toxic shock-like syndrome) مبتلا شود که میتواند منجر به سپسیس (sepsis) و نارسایی اندام شود.
هنگامی که بیمار برای اولین بار به این شرایط دچار میشود، حین تماس با ناحیه آسیب دیده ممکن است احساس گرما یا سوزش (سوختگی) داشته باشد. در مراحل بعدی پوسچولهایی (جوشهای چرکی) ایجاد میشود که شروع به نکروز یا از بین رفتن میکند و باعث سیاه شدن پوست میشود.
بیماری فاشئیت نکروزان از تماس پوست انسان به انسان منتقل نمیشود، بلکه از طریق تلقیح پوست گسترش مییابد. یعنی اگر منطقه آلوده را لمس کنید، احتمالا به عفونت مبتلا نخواهید شد. برای اینکه عفونت از فردی به فرد دیگر سرایت کند، باکتریها باید از طریق یک زخم باز وارد بدن شما شوند.
اگر یک قطره خون وارد چشمتان شود چه اتفاقی میافتد؟
طرفداران زامبی که با فیلم «۲۸ روز بعد» آشنا هستند، صحنهای نمادین را به یاد میآورند که در آن یک نفر با یک قطره خون که در چشمش میریزد آلوده میشود و همین کافی است تا ظرف چند ثانیه آلوده شود.
آیا ممکن است یک قطره خون باعث عفونت شود؟ بله! اما برای این اتفاق باید عوامل زیادی با هم هماهنگ باشند. این قطره خون باید به اندازه کافی ذرات عفونی در خود داشته باشد تا شخص را آلوده کند و همچنین عفونت به این سرعت گسترش نمییابد. اما اگر آن فرد دچار نقص ایمنی باشد، احتمال ابتلا به آن بیشتر خواهد بود.
گفته میشود، هر زمان که افراد ارائه دهنده مراقبتهای بهداشتی با خون یا سایر مایعات بدن کار میکنند، اقدامات احتیاطی لازم را با پوشیدن دستکش، عینک، روپوش و سایر تجهیزات محافظتی برای محافظت در برابر عفونتهای احتمالی انجام میدهند.
اگر کسی در معرض عامل بیماریزا قرار بگیرد، فورا به شکل آنتی بیوتیک یا واکسن درمان میشود و برای چندین عفونت بالقوه مانند هپاتیت B و HIV آزمایش میشود. این روند بستگی به سرعت عمل فرد و همچنین خود پاتوژن (عامل بیماریزا) دارد، اما از نظر علمی، یک قطره خون به طور معمول برای ایجاد عفونت کافی نیست.

آیا میتوانیم بافت مرده را زنده کنیم؟
اگر نتوانید مردگان را برگردانید، نمیتوانید زامبی داشته باشید. در حالی که این موضوع از نظر علمی غیرممکن است (حداقل در حال حاضر)، مطالعاتی در حال انجام هستند که مرزهای بین مرگ و زندگی را جابجا میکنند.
محققان ییل (دانشگاه Yale) توانستهاند عملکرد سلولها را در چندین اندام در خوکهایی که بیش از یک ساعت از مرگ آنها گذشته بود بازیابی کنند. این نتایج به ویژه در زمینه پیوند اعضا بسیار امیدوار کننده است.
در حال حاضر، پس از مرگ مغزی، اعضا را پیوند میزنیم زیرا هنوز میتوانیم خون را برای سالم نگه داشتن آن اندامها به گردش درآوریم. اما در موارد ایست قلبی ناگهانی که ضربان قلب و جریان گردش خون متوقف میشود اندامها شروع به خراب شدن (مردن) میکنند.
اگر کسی در اثر مرگ قلبی-تنفسی (ایست قلبی یا تنفس) بمیرد، نمیتوانیم برای پیوند اعضا از تمام اندامهای او استفاده کنیم، زیرا تا زمانی که بتوانیم اندامها را جمع آوری کنیم، نوعی مرگ سلولی اتفاق افتاده است.
قبل از اینکه این روش بتواند در یک آزمایش بالینی انسانی مورد استفاده قرار گیرد، تحقیقات بسیار بیشتری مورد نیاز است. اما صرف فکر کردن به زنده کردن مردگان، حتی وقتی کاربردهای آن را خارج از داستانهای زامبی در نظر بگیرید، قانعکننده است.
حتی مقداری بازسازی سلولی نیز اتفاق افتاده است، به این معنی که با استفاده از این شیوه میتوانیم اندامهای فردی که در اثر مرگهای قلبی-تنفسی مرده است را جمع آوری کنیم و میزان ذخیره قلبهای قابل انتقال را تا ۲۰٪ افزایش دهیم.
اما تا زمانی که تحقیقات بیشتری انجام شود و شاید سیاستهایی برای محافظت از جان انسانها وضع شود، این مطالعه تنها به امکانپذیر بودن آنچه که با کنار گذاشتن داستانهای تخیلی شروع به پذیرش اکتشافات علمی میکنیم، اشاره میکند.
این مطالعات، مانند هر چیز دیگری که از آستانههای زندگی و مرگ عبور میکند، سوالات اخلاقی زیادی را در مورد اینکه چه زمانی میتوانیم کسی را مرده اعلام کنیم تا بتوانیم اعضای بدن او را پیوند بزنیم، مطرح میکنند. با اینحال تحقیقات این چنینی برای انسانها به شدت جذاب هستند چرا که پتانسیلهای بزرگی را برای زندگی انسان به نمایش میگذارند.
نتیجهگیری
داستانهای معروف زیادی در خصوص زامبیها نوشته و فیلمهای جذابی در این حوزه ساخته شده است. بعد از پاندمی کووید-۱۹، زمزمهها و خیالپردازیهایی از بیماریهای فراگیری که مردم را به زامبی تبدیل کند، از کابوسهای ترسناک انسانی شکل گرفتند. اما به صورت علمی، چیزی به عنوان ویروس زامبی وجود ندارد و تمام فیلمها، بازیها و داستانها در حد یک داستان ترسناک هستند.
بسیاری از اتفاقاتی که در داستان زامبی شاهد آن هستیم (شامل ویروس زامبی، قارچ زامبی، انتقال بیماری و…) ریشه در واقعیت علمی دارند ولی به صورت اغراق شده به داستان آنها پرداخته شده و به نمایش گذاشته شدهاند.
صرف نظر از منشا عفونت و اینکه چگونه این حقایق علمی الهام بخش بسیاری از داستانهای زامبی است، مهم است که به یاد داشته باشید که بسیاری از عفونتهای ناشی از ویروسها، باکتریها، انگلها و قارچها در صورت تشخیص زودهنگام قابل پیشگیری و درمان هستند.
اگر زمانی علائم را تجربه کردید یا نگران هستید، به جای اینکه منتظر بمانید، به یک مرکز مراقبتهای بهداشتی مراجعه کنید. همیشه ایمن بودن بهتر از تاسف خوردن است.
نظر شما در مورد ویروس زامبی چیست؟ کدام یک از ویروسهایی که تا کنون شناخته شدهاند به این داستان تخیلی نزدیکتر است؟
- تگها: بیماری قارچی, بیماری ویروسی, زامبی
مطالب پیشنهادی